سخن این است


در آستانه‌ی نور ایستاده‌ام
دستانم گرسنه، دنیا زیبا
چشمانم همه‌ی درختان را نمی‌بینند
درختان زیبا، درختان سبز
جاده‌ای از آفتاب از میان تمشک‌ها می‌گذرد
من پشت پنجره‌ای در بیمارستان زندان
بوی دواها را نمی‌شنوم
آلاله‌ها در شکوفه
و سخن این است:
بحث بر سر زندانی شدن نیست
سخن بر تسلیم نشدن است.

«ناظم حکمت- تو را دوست دارم چون نان و نمک- ترجمه‌ی احمد پوری»



« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »