« ... | صفحه اصلی | میخوای یه چیزی بهت بگم؟ »
برای ایران
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸
من شرف ندارم اگر از فردا با تمام توانم برای رای آوردن یکی از این دو نفر تلاش نکنم؛ شرف ندارم اگر یک لحظه شک کنم، پا پس کشم یا بترسم. نگذارید شرمندهی تاریخ بشویم، نگذارید...


لينکده
- پنجاه متر دورخیز
یادداشت امیرحسین یزدانبد دربارهی «برف و سمفونی ابری»
- آموزش گام به گام نقد ادبی
پوریا عالمی
- راوی خاموش
یادداشتی خواندنی از خوابگرد
- ماجرا به این سادگیها هم نیست
گفتوگو با جعفر مدرس صادقی
- در فساد الفبای فارسی
مریم مومنی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
من فکر میکنم دوران جدیدی توی جمهوری اسلامی در حال اتفاقه. دو راه بیشتر نیست یا ویرانی مطلق یا شیب ملایم اصلاحات. باید دست در دست هم سعی کنیم به مسیری که به سود ما و منافع ملی هدایتش کنیم.
شملک | June 4, 2009 1:14 AM
مشخص است که این عبارت را با دلت نوشته ای.حرف دل هزاران نفر است. نمی توانم آن روز را باور کنم که دیگر او بر مسند ننشسته باشد. یعنی می شود؟ کسی که اینقدر راحت دروغ می گوید یا با آبروی مردم بازی می کند به راحتی در آرا دست می برد.
به امید خدا
صادق | June 4, 2009 1:46 AM
دقیقا احساس من هم همین است. بی شرفم اگر قدمی در کوتاه کردن شر این [...] برندارم
آشپزباشی | June 4, 2009 1:51 AM
از خدا ميخواهم به من قدرت استدلال و تحمل و صبر بدهد...دست دردست شما ميدهم
پونه بريراني | June 4, 2009 2:05 AM
زنده باد مير حسين.زنده باد شرافت، زنده باد انسانيت، زنده باد صداقت، زنده باد اخلاق، زنده باد حقيقت، زند باد ايران و ايراني.
ناهيد | June 4, 2009 2:08 AM
جشن پيروزي مير حسين، 23 خرداد، سراسر ايران.
حنيف | June 4, 2009 2:12 AM
بغضی هست که نمیشکند. هنوز تمام وجودم از این همه دروغ میلرزد. بیشتر از این میترسم که عدهای دهنبین همین دروغها را باور کنند.
این هفته آخر چقدر سخت خواهد گذشت...
خدایا خودت کمک کن. من هم سیدم. موسوی نام. از خدا میخواهم که این سید نجیب را یاری کند و اجازه ندهد نیشخندهای پر از کینه این نامرد روزگار نشان رسمی آبروی از دست رفته کشورم شود.
خدایا خودت کمک کن.
neverland | June 4, 2009 2:23 AM
پسر پدرم نیستم اگر...
محسن | June 4, 2009 2:50 AM
وقتی گفت شما دخالت نکن بغض چهارسالهام ترکید.
لیلا | June 4, 2009 8:49 AM
آنانکه به حق قافیه را باخته اند
بر پرچم سبز موسوی تاخته اند
ترسند که سبزی صداقت امروز
برباد دهد هرچه ریا بافته اند
سمیه | June 4, 2009 12:11 PM
بايد هر ثانيه از اين مدت و استفاده كرد، راستي برنامه يه شنبه استاديوم آزادي خيلي مهمه بايد پر شه چون دو روز بعدشم احمدي نژاديا ميرن اونجا و مطمئنا اونها با اتوبوس بسيجي ميبرن و پرش ميكنن
حميد رضا | June 4, 2009 12:14 PM
به آزاده اندیشیت احترام میذارم. رای من کروبی است اما اگر این انتخابات به دور دوم برسد و موسوی بالا بیاید قطعا به او رای خواهم داد.
مرضیه | June 4, 2009 12:48 PM
واقعاً
واقعاً
حتی کار از پیروزی اصلاحطلبان هم گذشه
موضوع نجات خودِ خودِ خودِ ایران است.
مرد مختصر.
فرزاد کاظمی | June 4, 2009 1:11 PM
احمدی نژاد
تاریخ انقضاء22/3/88
تاریخ انقضای خودشو 10 روز جلو انداخت13/3/88
sara | June 4, 2009 3:15 PM
جمله های آخر میرحسین رو باید طلا گرفت.من هم شرف ندارم اگر...
آزاده | June 4, 2009 6:58 PM
جلوی آدمهای بی شرف ایستادن که سر خم می کنند و پوزخند می زنند و دروغ می بافند شرف داشتن هم می خواهد
هوای تازه | June 4, 2009 7:10 PM
موسوی و کروبی زمین تا آسمان فرق دارند.این وسط معنای این همه شک در انتخاب بین این دو را نمی فهمم
بهار | June 4, 2009 8:10 PM
سبز باشی هماره رفیق نازنین
لعل بذری | June 4, 2009 11:33 PM
سلام به صداقت و ایران
فرزاد | June 5, 2009 10:12 AM
شرف داری که این طوری نوشته ای.اما به موسوی رای بده که بعد از 4 سال ،آدم با شرفی مثل تو ، یک با شرف پشیمان نباشد.
چیز هایی راجع به اون شب وحشتناک نوشته ام در " جامعه شناسی زمینی "
صدیق سروستانی | June 5, 2009 3:04 PM
شک داشتم که باید رای بدم یا نه. بعد از اون رفتار وقیحانه، شکم به یقین تبدیل شد که باید رای بدهم و قانع کنم کسانی رو که طرفدار تحریمن.
... | June 5, 2009 7:04 PM
كاش همه با هم متحد مي شديم و با راي به اين سيد راستگو كشورمونو از شر اين {...} رها مي كرديم
مهديه | June 5, 2009 9:18 PM
اگر این مظهر [...] دوباره رییس جمهور بشه باید فاتحه ایران و مردمش رو خواند. دلم داره از غصه میترکه که هنوز بعضیها ساده لوحانه طرفدارش هستند و من هیچ کاری نمی تونم بکنم.
دور از وطن | June 6, 2009 7:20 AM
چند سالیست به وبلاگت سر میزنم.امروز آرشیوت را زیر و رو میکردم.دیدم خیلی وقت ها نوشته هایت هوایی ام کرده است.
یادم آمد تغییرکرده ام اما دیدم تو چه پایدار حضورت را حفظ کرده ای و می نویسی و می نویسی ومی نویسی...
میدانی؟ یک وبلاگ هم مثل آشناهایی که یک روز صمیمی بودند. میتواند همان نقشی را برای آدم ایفا کند که قهرمان رمان تهوع برای زن سابقش، یعنی یک معیار برای سنجیدن اینکه چقدر عوض شده ای...یک میزان برای تقسیم بندی انتزاعی سالهای عمرت.
اما...
هنوزهم ادبیاتت،شعرهایت،حتی سلیقه ات در انتخاب آن شعرهایی که در صفحه ات قرار میدهی ...هوایی ام میکند و هنوز نوشتنت را می پسندم.
خواستم این ها را بدانی،
پدرام رضایی زاده عزیز که نمیشناسمت.
آذین بکتاش | June 7, 2009 4:42 PM
ایران برای ایرانیان . موج سبز را تا پایان همراهی خواهیم کرد . پرچم کشور را از دست نامحرمان خواهیم گرفت.
ایران ایرانی نزاد | June 14, 2009 7:38 PM