« Coldplay | صفحه‌ی اصلی | تنهایی »

سه‌گانه‌ی نوروزی

March 19, 2009

Ahmadreza.JPG

۱. «همه‌ی شعرهای من» مجموعه‌ی نفیسی است؛ شاید در نگاه اول کمی گران به نظر برسد اما اگر شما هم مثل من احمدرضا احمدی و شعرهایش را دوست دارید، بعید می‌دانم از خریدن این مجموعه پشیمان شوید. شعری که در ادامه می‌خوانید را از جلد سوم این مجموعه انتخاب کرده‌ام و گرچه با حال و هوای نوروز فاصله دارد اما از شعرهای محبوب من است.

از این گسترده‌تر
رویای ما دوام نمی‌آورد
رویای ما- در تلاقی ریل‌های راه‌آهن
نابود می‌شود
نرگس‌ها- در گلدان سفالی
سه روز است خشک شده‌اند
قافیه در اندام شعرها
طلوع نمی‌کند و می‌میرد
بیایید
دست‌دردست
به میان گندم‌زار برویم
گندم‌زار در رنگ آبی آسمان
متولد می‌شود
بر این صندلی‌های چوبی
نمی‌توان نشست
صندلی‌ها
مرطوب از رنگ دیروز است
از این لیوان
نمی‌توان آب نوشید
دیروز شکست
ذکری هم از عشق بکنیم
که در میان آینه‌ها- دفن شد و سپس در میان گندم‌زار آبی رنگ مثله شد. به گمان، این پایان هفته‌ی ما باشد که آب را از لیوان شکسته نوشیدیم.


۲. این روزها بازار ای- میل‌های تبریک گروهی گرم است؛ ای-‌میل‌هایی که بیش‌تر شبیه رج زدن‌های دقیقه‌ی نودی شاگردی هستند که دنبال سَمبَل کردن تکالیف عقب‌افتاده‌اش است و- برای من- یادآور smsهای تبلیغاتی مخابرات و حس بعد از خواندن‌شان است. اگر کسی به نظرتان آن‌قدر ارزش ندارد که چند ثانیه وقت بگذارید و چند کلمه‌ای «برایش» بنویسید، به گمانم خوشحال خواهد شد اگر وقت فرستادن این ای- میل‌های فله‌ای «به یادش» نباشید.


۳. می‌گویند بر یکی از انگشترهای عقیق امام جعفر صادق(ع) این دعا حک شده بود: «انت ثقتی فاعصمنی من خلقک».
امید که در سال ۸۸ ، خداوند، همه‌مان را از شر حسادت، کینه و نادانی خلق‌اش دور نگه دارد...



نظرها

اهل تبریک گفتن نیستم اما به‌ترین آرزوها را برای‌ات دارم. امیدوارم برادران ایران‌خودرو هم برای‌ات مشکل‌ساز نشوند.
مخلص.

باشد که آن دعا و ته شعر، ذکری از عشق به سالِ تازه
شاد باشید و سلامت

اصلا و ابدا اهل کامنت گذاری های فله ای نیستم ولی به حرمت تمام احساس های مشترکی که با تو در اینجا داشته ام : عیدت مبارک

سلام پدرام رضایی زاده عزیز ... عیدت مبارک

سال نو مبارك

چه خوب در سال جديد كمتر از اين و آن حتي به خاطر يك ايميل بي خود دلخور بشيم ;)

آمین
و سال نوی تان مبارک :)

پدرام جان، با این مجموعه احمدرضا احمدی که معرفی کردی، موافقم. حتما تهیه اش می کنم. سال خیلی خوبی داشته باشی، پر از شعر و داستان.

سلام پدرام عزیز
با اون بند 2 خیلی موافقم. خودم جرات نوشتنش رو نداشتم.
امیدوارم سال نو برای شما هم سرشار از سلامت و موفقیت باشه. از این که به یاد من بودید متشکرم. بسیار خوشحال شدم. با ارادت

آقای ناتور!
بهار ِ88 و متعلقات ِاحتمالی و غير احتمالی‌اش مبارك...

سلام
ممنونم از معرفی کتاب احمدرضا احمدی.
متاسفانه در شهرستان پیداش نکردم هنوز...
آرزو دارم سالی پر شعر داشته باشی.

سال نو مبارک جناب آقای پدرام رضایی زاده...:)

با داستان مينيماليستي "واي" به روزم خوشحال ميشم نظر دهيد

گاهي وقتا آدم خسته مي‌شه از اينكه هي مياد توي صفحه‌اي كه اين همه دوسش داره و باز مي‌بينه هيچي نوشته نشده.اون وقت هوس مي‌كنه بپرسه بابا شما كجايين پس؟

در مورد بند2 حتی اگر کمی سخت‌گیرتر هم باشید نتیجه این می‌شود که می‌توان تماس کوتاهی هم گرفت برای تبریک عید. من که واقعا از هر نوع پیام رفع تکلیفی خسته‌ام. ترجیح دادم که حتی همین ایمیل هم در کار نباشد...

درود


با مقاله ای با عنوان ( زیبایی و لذت در متون ادبی وبلاگ نویسی ) به روز هستم . امیدوارم با خوانش و نظراتتان این متن ناتمام را به چالش بکشید .

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)