« Where the traveller goes | صفحه‌ی اصلی | که از سوال ملولیم و از جواب خجل »

November Rain

February 28, 2009


Vacation.JPG

بازگشته‌ام از سفر
سفر از من
باز نمی‌گردد.

«شمس لنگرودی»



نظرها

واي اين جا فوق‌العاده‌ست. سفر حق داره كه برنگرده:)

آخ که این شعر...

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی،
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی
سعدی به لب دریا دردانه کجا یابی،
در کام نهنگان رو گر می​طلبی کامی

چه جاي قشنگي، توي سرماي نيم كره شمالي به نو پاييزه نيم كره ي جنوبي زدي؟

;)

پدرام: تکه‌ای از بهشت در نیم‌کره‌ی جنوبی زمین جا مانده :)

ولی ما همه برمی گردیم از چند روز دریا، مرخصی و آزادی...

یعنی واقعا پدرام فکر کردی می‌تونی تو همچین جایی خودتو Shatter بکنی؟ برو رفیق! حال کردی نوش جونت:)

پدرام: :)

welcome back

هووم ، عجب آبييه خوش رنگيه

آقا خوب شد خودت برگشتی دلمون تنگ شده بود ولی بزار سفر برنگرده...واقعن!
اونم همچین سفری :)

اینجا که ربطی به Lost ندارد؟

پدرام: چرا باید ربط داشته باشد؟

بازگشته ام از عشق
عشق از من
باز نمی گردد.

چون آنجا هم خواستند برگردند، سفر نخواست از آنها برگردد.

چه صحنه ی لذت آفرینی!

سلام .اقای رضایی زاده. از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنون. از کتابتان هم ممنون جذاب و واقعی بود مخصوصا داستان اخر. پاینده باشید.

حیف اون مطلب آقای ایران خودرو نبود که کامنتش رو بستید

پدرام: از حاشیه‌هایش کم کنیم بهتر نیست؟

http://www.etemaad.ir/Released/87-12-24/151.htm#138


تا از نگرانی در بیای

سلاممممممممممممممممممم.
اگر سلام كردن نشانه شخصيت نبود هرگز سلام نمي كردم . كه كليشه اي نباشد. اين روزها بدجور ي دارم تكرار مي شوم. كتاب مرگ بازي بزرگترين بهانه بود براي اينكه وادار شوم توي گوگل دنبال اسم پدرام رضايي زاده بگردم. و حالا اينجا خوشحال يا ناراحت دارم كامنت مي گذارم به اين اميد كه پدرام رضايي زاده مخاطب ام باشد. و نمي دانم مي خواند يا نه اما مي نويسم كه نوشتن خودش براي خودش يك چيز است . يك چيز. فكر مي كردم خيلي حرفها مي توانم داشته باشم وقتي اينجا باشم ولي حالا كه مي بيني دست هايم روي كيبورد ساكت اند.مهم نيست ولي . به اميد روزي كه بخوانم كتاب هاي جديدتري از اين نويسنده ( گرچه اينجا هم خيلي حرف داري كه نخوانده ام). به اميد روزي كه ملاقات هر چند كوتاهي با پدرام رضايي زاده خالق مرگ بازي و شخصيتي كه چهره اش را حالا توي ذهنم دارم تصور مي كنم. به اميد روزي كه روزي . ..... به

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)