« دربارهی الی |
صفحهی اصلی
| طعم گس خرمالو
به بهانهی انتشار رمان «نگران نباش» »
این روزها... + پینوشت
میتوانستم بروم به تماشای «شکار روباه» دکتر رفیعی، اما در خانه ماندم تا یادداشتی را که دیروز باید تمام میشد، تمام کنم. بچهها حالا از تئاتر برگشتهاند و من حتی یک کلمه هم به سیاههی دیروز اضافه نکردهام، چون نتوانستم بهانه و دلیلی برای تمام کردنش پیدا کنم. این روزها، یک جای کار میلنگد... این روزها، شبیه این عکسام هستم، بی کم و کاست؛ گیر افتاده در قاب زندگی، با کمترین شباهت به آنچه خیال میکنم -خیال میکنند- هستم...
پینوشت: پای عکس هم نوشتهام، اما لازم است باز بگویم که عکاس این عکس، حمید جانیپور عزیز است که چند سالیست برای نشر چشمه عکاسی میکند و علاوه بر آنکه عکاس خوبی است، آدم باهوش و دقیقی هم هست و گاهی از داستانهای آدمهای مقابلش برای رسیدن به سوژهها و موقعیتهای تازه کمک میگیرد و این آخری برای من یکی که جذاب بود و دوستداشتنی.
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)