« بانوی اردیبهشت | صفحهی اصلی | ... »
سی روز برای زندگی کردن کافی است
November is all I know, and all I ever wanna know
دوستان نزدیکم میدانند چه قدر عاشق S.w.e.e.t November ای هستم که شبیه هیچکدام از کمدی رمانتیکهای دیگر هالیوود نیست؛ اما راستش هیچوقت نشده کسی بیاید و بگوید که فلانی این فیلم را دیدهای؟ تو هم دوستش داشتی؟ معرکه نبود؟ نشده هیچوقت و فقط در جواب حرفهای تو لبخند زدهاند همیشه و سری تکان دادهاند که لابد یعنی «ببین دلش به چه چیزهایی خوش است».
برای همین است که وقتی حمیدرضا مینویسد «سیروز برای زندگی کردن کافی است» کیف میکنم؛ و خوشحالم که این فیلم برای خیلیها چیزی بیشتر از «یک کمدی رمانتیک معمولی که تنها پایانبندی متفاوتی دارد» نیست.
زندگی است که فرصت لذت بردن از بعضی چیزها را به تو میبخشد و شاید همین فرصتهاست اصلا که آدمها را جدا میکند از همدیگر و به تفاوت معنی میدهد.
پینوشت:
s.w.e.e.t هم گرفتار فیل.تر شده انگار. آقای فیل و دارو دستهاش یا خیلی بدسلیقهاند یا بیمار...
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)