« بدترین شیوه‌ی خواندن یک داستان | صفحه‌ی اصلی |

We are fated to destroy

»

عشق را فراموش کن...

September 22, 2008

چه‌قدر خوب است
که صبح بيدار شوی
به تنهايی
و مجبور نباشی به کسی بگويی
دوست‌اش داری
وقتی دوست‌ا‌ش نداری
ديگر.

«ريچارد براتيگان»

گاهی برای کنار زدن بختک افتاده بر سینه‌ات، باید از خیلی چیزها بگذری. پشت شکسته شدن بغض‌های کهنه، آرامش و سبکی نیست همیشه؛ وقتی می‌شکنند، تازه آوار می‌شوند روی سر تو و چیزهایی که زمانی دوست‌شان داشته‌ای و آن‌قدر خراب می‌کنند و خراب می‌کنند و تلخی و شوری را روی صورت‌ات حک می‌کنند که دیگر هیچ چیز نتواند مثل روز اول‌اش شود.
چه می‌شود کرد، بعضی داستان‌ها، این طور تمام می‌شوند... چه می‌شود کرد...

پی‌نوشت: عنوان، تکه‌ای‌ست از یکی دیگر از شعرهای براتیگان.

لينک مطلب | 1:57 PM