تو بگو بازی، من میگویم...
قیاس شده است عادت هر روزم، فرقی هم نمیکند کجا و چگونه، گیر افتاده در صف پمپ بنزین یا وحشتزده و عصبی از جهنم یک فروشگاه زنجیرهای، نشسته پشت میز و خیره به کارهای ناتمام شرکت یا سرگردان در راهروهای یک بیمارستان درجه یک خصوصی.
همه چیز خوب است، خوب است همه چیز، مشکل از من است فقط که کارم شده امتیاز دادن به آدمها و موقعیتها وفضاها و تن دادن به این بازی احمقانه که آدمها و فضاها و موقعیتهای «جایی دیگر» چه امتیازی میآورند. تقصیر من است که به نداشتههای اینجایم نگاه میکنم و میگذارمشان کنار داشتههایم در جایی دیگر و گم میشوم میان «شاید» و «اگر» و «اما»...
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53
هزارکتاب
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)