« ... | صفحهی اصلی | Leaving Las Vegas »
زندگی دوگانهی ناتور
سروکله زدن با آدمهایی که به خاطر چند هزار تومان بیشتر دروغ میبافند، امضای مهندس ناظر مقیم را پای صورتجلسههای جعلی شبیهسازی میکنند، طرح دوستی میریزند، چاپلوسی میکنند، خودشان را به نفهمی میزنند، نقش مهندسهای بیسواد و کودن را بازی میکنند، پیشنهاد رشوه میدهند یا اگر بتوانند برایت پروندههای آنچنانی میسازند، فرسودهام میکند. حالا دیگر مدتهاست که از خواندن صفحهی حوادث روزنامه شگفتزده نمیشوم؛ من هر هفته با نمونههای شبیهسازی شده اما ارتقا یافتهی شخصیتهای منفی صفحات حوادث زندگی میکنم، از قوادهای تحصیلکرده و مرفه گرفته تا سارقان حرفهای و فراریهای خطرناک...
این زندگی دوگانه عاقبت یک روز من را ویران میکند.
پینوشت: چهارسال و نیم پیش، روز دفاع از پروژهی سازههای بتنی، استاد سختگیر، شیدا اما دوستداشتنی آن روزها - میگویم «آنروزها» چون شنیدهام که او هم دیگر آن آدم پنج،شش سال پیش نیست- که استاد جملههای غافلگیرکننده و گاه بیربط هم بود رو کرد به جمع و بیمقدمه گفت: «باهوشتر وقالتاقتر و بیشرفتر از مهندسهای عمران در جامعهی مهندسی نداریم!»
حالا میفهمم که این جمله هیچ ربطی به دیوانگیهای گاه و بیگاهاش نداشت!
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)