شعبهی دیگری ندارد!
یکی از رفقا در گوگلگردیهایش به آدرس وبلاگی رسیده که آن را وبلاگ شخصی پدرام رضاییزاده معرفی کردهاند! ماجرای مضحک و کماهمیتی است اما وقتی نیمهی محافظهکارت فعال میشود و مدام توی گوشات از دردسرهای قابل پیشبینی میخواند، باید بیایی و چیزی بنویسی.
آنقدر اینجا راحت هستم و آنقدر خوانندههای اینجا را به شخصینویسیها و چرند و پرندهای گاه و بیگاهام عادت دادهام که نیازی به صفحهای دیگر و وبلاگ و سایت دیگری نداشته باشم. امید که خداوند مهربان به بیماران شفای عاجل و به نیازمندان اندکی سلیقه و کمی قدرت انتخاب عطا کناد!
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53
هزارکتاب
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)