مرگبازی منتشر میشود
بالاخره تمام شد و بعد از هشت ماه انتظار، با حذف چند جمله و کلمه، مجوز مجموعه داستان «مرگبازی» صادر شد. حالا تا این چند ماه بگذرد و نشر چشمه مجموعه را منتشر و پخش کند، «رفقا» میتوانند خوشحال باشند و در انتظار سور، «دوستان» و «غریبهها» میتوانند دستگاههای پنبهزنیشان را از انبار بیرون بیاورند و روغنکاریشان کنند، آنها که با اینجا و صاحبش مشکل شخصی دارند یا از واکنشهای احساسی، رفتار و شخصیت من خوششان نمیآید هم می توانند منتظر بمانند و دندان تیز کنند. تا اطلاع ثانوی حال من خوب است و همین برایم کافی است...
پینوشت: سید خوابگرد نوشته که انشاءالله یادت نرود. سید جان، تا اینجایش را خواسته و پیش برده، از اینجا به بعدش را هم «انشاءالله» پیش میبرد.
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی
- برگزيدگان نهمين جايزهی هوشنگ گلشيری معرفی شدند
آنجا که پنچرگیریهای تمام میشوند، آویشن قشنگ نیست، برف و سمفونی ابری، مرگبازی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)