سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{This is me }
{یک پنجره }
{خواب بزرگ }
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
سیب گاززده
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« ... | صفحه اصلی | نظر بر این دل سرگشته خراب انداز »
تظاهرات پشت دیوارهای جانپناه + پینوشت
اینکه آدم شهامت نداشته و ترساش را بخواهد پشت کلیگوییهایی اینچنینی پنهان کند چیز خوبی نیست؛ فایدهای هم ندارد، بیشتر به آدمی می ماند که از ترس سربازهای توی کوچه، پشت جانپناه بامی پنهان شده و شعار میدهد. آقای مصلح عزیز، اگر «کافه پیانو» را نخواندهاید که هیچ- این چند خطی که نوشتهاید هم ارزشی ندارد- اما هیچ عجیب نیست که کافه پیانو را خوانده باشید و از آن خوشتان نیامده باشد، اشکالی هم ندارد که فکر کنید که این کتاب اصلا ارزش این همه جار و جنجال را ندارد و جو حاکم این روزها، هیاهویی است برای هیچ.اما مشکل از آنجا آغاز میشود که چیزی مینویسید، کلیگویی میکنید و به جماعتی طعنه میزنید و در لفافه و با نیش و کنایه میگویید که این کتاب ارزش این همه حرف و حدیث را ندارد، اما دلیل نمیآورید و از کنار جزییات به سادگی میگذرید. این راهش نیست آقای مصلح و وای بر این ادبیات نیمبند اگر قرار باشد این کلیگوییها و نیش و کنایههای اینچنینی «مد» شود.
پینوشت:
اول اینکه من هیچوقت به اسم ناتور کامنت نمیگذارم، دوستان اگر بعد از این خواستند به جای من در وبلاگی کامنت بگذارند- مثل کامنتی که اینجا گذاشتهاند و در واقع چیزی جز کپی پیست کردن یادداشتی که در وبلاگم نوشتهام نیست- این نکته را رعایت کنند!
دوم، همچنان فکر میکنم اولین شرط اظهار نظر - وگاهی هم فضل- دربارهی فیلم، عکس، نقاشی و کتابی، و احتمالا به قول آقایان انتقاد از موجهای مقطعی، دیدن و خواندن آن اثر است و ندیده و نخوانده دربارهی چیزی حرف زدن بیشتر به کاری میماند که جایش در مسجد نیست. حالا اگر کسی خو گرفته باشد به این کار و مثل بعضیها ،که کم هم نیستند، سفره خودش و صفحهی خبرگزاریها و روزنامهها را از این راه پرکند، جایی برای بحث نمیماند.
بد نیست اگر آدمها قبل از پیش کشیدن سنوسال، کمی کلمات را مزه مزه کنند و نگاهی هم به چپ و راست خودشان بیندازند. برای قضاوت دربارهی دیگران هم - که پیرمردها را هم در بر میگیرد- تا زمانی که شاهکارهایشان حاضرند و آماده، نیازی به کالبدشکافی گذشته نیست!
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)