« بازگشت | صفحه‌ی اصلی | ... »

خداحافظ تونی، خداحافظ

June 21, 2008

نمی‌دانم چرا، ولی رجزخوانی‌های هواداران ایتالیای ۲۰۰۸ و نیش و کنایه‌هایشان به دیگران – یعنی همه‌ی آن‌هایی که هیچ‌وقت ایتالیا را دوست نداشته‌اند یا تیم دونادونی را قابل نمی‌دانند- عجیب یادآور های و هوی و بالا و پایین پریدن‌های «تونی مونتانا»ی تنها، پرگو و متلاشی «صورت زخمی» برایان دی‌پالما است؛ آنجا که بی‌توجه به آن که از پشت‌سر به او نزدیک می‌شود، تا آخرین لحظه- یعنی فقط چند ثانیه بعد که آخرین گلوله شلیک می‌شود و با سقوط تونی مونتانا به آب‌نمای مجلل خانه، کار یک‌سره می‌شود- رجز می‌خواند و حریف می‌طلبد. حکایت این روزهای ایتالیای دونادونی و طرفداران سخت‌کوش و خوش‌خیالش ‌هم بی‌شباهت به سکانس پایانی صورت زخمی نیست؛ آن‌ها که سرمست از شکست «خروس‌های پیر و بازنشسته» دوباره سراغ خواب‌های بی‌تعبیر خود رفته‌اند و حالا ساز قهرمانی می‌زنند.
بعضی‌ها، که کم هم نیستند، فوتبال را خود زندگی می‌دانند و مساله اتفاقا همین است که زندگی با فیلم‌های هپی‌اِند جریان اصلی و بدنه‌ی هالیوود فرق دارد و ستاره‌های حلبی و مانکن‌های لاجوردی‌پوش بر خلاف ابرقهرمان‌های جعلی اما خوش‌قیافه‌ی هالیوود، نمی‌توانند به پایانی خوش برسند. حالا اگر زندگی روی دیگرش را نشان دهد، تونی‌مونتانای رفقای ما پیش از آنکه دیر شود نگاهی به پشت‌سرش بیندازد و ایتالیای محتضر بتواند بی‌حضور دو ضلع از مثلث دوست داشتنی‌اش - یعنی پیرلو و گتوزو- و تنها با کمک شعبده‌بازی‌های بوفون، از پس ماتادورهای قبراق اما بدشانس -که هرگز شخصیت قهرمانی نداشته‌اند- بر بیاید، اگر پای تونی بی‌استعداد به گل باز شود و بیش‌تر از این برهانی و مومن‌زاده را روسفید نکند، اگر دونادونی از قالب آدم‌های ترسوی از پیش باخته خارج شود و آن صورتک مضحک را از صورتش کنار بزند، رفقای ایتالیایی می‌توانند چند روزی به ریش نداشته‌ی من بخندند و خوشحال باشند از قربانی شدن روح فوتبال. اما حتی اگر زبانم لال این‌گونه شود، شک ندارم که دست این ایتالیا به جام نخواهد رسید و جنگ‌جویان نارنجی پوش، فوتبال را نجات خواهند داد؛ که اگر این‌بار هم زندگی بخواهد یک طرف دیگرش را به ما نشان بدهد، چاره‌ای نمی‌ماند جز کنار گذاشتن این فوتبال و نشان دادن واکنشی درخور به جناب زندگی!

- این یادداشت در صفحه‌ی آخر کارگزاران امروز منتشر شده است.

لينک مطلب | 10:53 PM