« خیابان یکطرفهای که غمگین نیست | صفحهی اصلی | خدا هم جنتلمنها را دوست دارد »
آمین!
نمیدانم چرا، اما این بالا و پایین پریدن بعضی دوستان نویسنده و روزنامهنگار را که میبینم، این اشتیاق عجیب برای رسیدن به خبری از حضور «خالد حسینی» در ایران و این ناز و غمزهی کارگزار و مدیر برنامههای خالد حسینی و آنها که قرار است در ایران میزبان آقای نویسنده باشند، یاد چند سال پیش میافتم و حضور اورهان پاموک در ایران و ماجرای تحقیرآمیز روز آخر سفرش. نمیدانم شما هم یادتان هست و اصلا از ماجرا خبر دارید یا نه، اما بعید میدانم که محمود دولتآبادی آن روز و رفتار توهین آمیز اورهان پاموک را - که اتفاقا هنوز نوبل نبرده بود- فراموش کرده باشد.
انشاءالله که گربه است و هیچ کس کاری نکرده و نمیکند که جمعی را تحقیر کند و انشاءالله که نویسنده و داستاننویس و کلمه هم همیشه همینقدر حرمت و ارزش داشته باشند در این کشور.
لينکده
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان
- هشت کتاب در دور نهایی جایزهی هفتاقلیم
مهر
- تا هر لحظه هوس کردم عاشقت باشم
ازدواج- شعری از مجتبا پورمحسن
- بازی کردن با آبروی یک صنف فرهنگی
کاوه فولادی نسب

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)