« عوض نشو، رنگ نباز و نشکن... | صفحهی اصلی | خیابان یکطرفهای که غمگین نیست »
اعتراف
May 13, 2008
سخت است، درد دارد، آزار میدهد، اما حالا خیلی خوب میدانم که میشود کثیفترین، بیپرنسیپترین، خودخواهترین، طمعکارترین و گهترین آدمهای این مملکت را از میان جماعت نویسنده و روشنفکرش کشید بیرون. نانبهنرخ روزخورهای بیشرف بزدل...
لينک مطلب | 11:38 PM
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)