سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« چرا گاهی هنگ میکنم؟ | صفحه اصلی | اعتراف »
عوض نشو، رنگ نباز و نشکن...
- پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا شما را پاسخ گویم. «مومن- آیهی ۶۰»
- پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. «بقره- آیهی ۱۵۲»
- ای کسانی که ایمان آوردید! چون با گروهی رویارو شدید پایداری کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید. «انفال-آیهی ۴۵»
- و هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگیاش تنگ شود و روز قیامت او را نابینا وارد محشر میکنم. «طه- آیهی ۱۲۴»
قبول کن که میان همهی چالههایی که این سه هفته پیش پای لنگ ما گذاشتهای، این یکی به چاه میماند. حالا من به جهنم، یک بشکه رنگ قهوهای هم میگذارم کنار برای قول و قرار روز اولمان، اصلا خیال میکنیم رها کردهای «سر رشته» را و مهم نیست برایت که «معشوق بگسلد پیمان»، اما بزرگوار، دستکم حرمت کلمات خودت را نگه دار...
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)