« ... | صفحهی اصلی | چرا گاهی هنگ میکنم؟ »
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیرتست...
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
فغان که بخت من از خواب بر نمیآید
یادم نمیآید تا امروز دروغ گفته باشد به من- که کاش میگفت؛ همیشه یکراست میزند به هدف، نه به حالت کاری دارد و نه به ساعتی که سراغش رفتهای، نه اهل وعدههای سرخرمن است و نه دلسوزی و شوخی. اصلا برای همین است که تا امروز کسی نتوانسته تکانش دهد و جایش را بر آن بلندترین قله مال خود کند، برای همین است که برایم «حافظ» است هنوز و زبان عالم دیگر، و کلماتش- حتی اگر ارمغانی نداشته باشند جز حسرت و دریغ- هنوز همان معجزهای را دارند که «الا بذکر الله تطمئن القلوب».
لينکده
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان
- هشت کتاب در دور نهایی جایزهی هفتاقلیم
مهر
- تا هر لحظه هوس کردم عاشقت باشم
ازدواج- شعری از مجتبا پورمحسن
- بازی کردن با آبروی یک صنف فرهنگی
کاوه فولادی نسب

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)