سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« داستان یک سایه | صفحه اصلی | بشنوید و رستگار شوید! »
کمی تا قسمتی شخصی در حاشیهی این روزها
در این دوسال هربار که از این و آن شنیدهام که «مشکل تو با فمینیستهای دوآتشهی ایرانی مشکلی شخصی است» و به دنبالش نام خالق این تحلیل درخشان را گفتهاند، وسوسه شدهام که بیایم اینجا و چند خطی دربارهی رابطهای تمام شده و طرف مقابلش- و به عبارتی همان خالق تحلیل درخشان - بنویسم؛ از آرشیو مسنجر و آرشیو خاطراتام کمک بگیرم و بیتوجه به اصول اخلاقی و پرنسیپهایی که سعی کردهام در روابطم با آدمها بهشان وفادار بمانم، هرآنچه را که باید و نباید بنویسم. این اتفاق اما هیچوقت نیافتاد و من به شکلی عجیب در تمام این دو سال صبور ماندهام و رازدار، به مشکلات کسی و مجموعهای اضافه نکردهام، حرمت خاطرات خوب و بد مشترک را نگاه داشتهام، همیشه از روشن کردن این اتاق تاریک طفره رفتهام و فقط یکبار-بیآنکه از کسی نام ببرم- از این دروغپراکنیها و تهمتها شکایت کردهام.
این بازی اما چند روزی است که دوباره شروع شده و این چند خط بهانهای شده برای از سر گرفتن عقدهگشاییهای ناتمام. دیگر ولی حوصلهای نیست و شکایتی هم. فقط کاش کسی پیدا شود و به یاد این جماعت بیاورد که تکرار این بازی کهنه، فقط تاکیدی است بر یک اصل ساده و قدیمی. همیشه آنکه کنار گذاشته میشود، هوای انتقام و نبش قبر به سرش میزند، نه آنکه ترک میکند و نقطهی آخر را میگذارد...
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)