« داستان یک سایه | صفحهی اصلی | بشنوید و رستگار شوید! »
کمی تا قسمتی شخصی در حاشیهی این روزها
در این دوسال هربار که از این و آن شنیدهام که «مشکل تو با فمینیستهای دوآتشهی ایرانی مشکلی شخصی است» و به دنبالش نام خالق این تحلیل درخشان را گفتهاند، وسوسه شدهام که بیایم اینجا و چند خطی دربارهی رابطهای تمام شده و طرف مقابلش- و به عبارتی همان خالق تحلیل درخشان - بنویسم؛ از آرشیو مسنجر و آرشیو خاطراتام کمک بگیرم و بیتوجه به اصول اخلاقی و پرنسیپهایی که سعی کردهام در روابطم با آدمها بهشان وفادار بمانم، هرآنچه را که باید و نباید بنویسم. این اتفاق اما هیچوقت نیافتاد و من به شکلی عجیب در تمام این دو سال صبور ماندهام و رازدار، به مشکلات کسی و مجموعهای اضافه نکردهام، حرمت خاطرات خوب و بد مشترک را نگاه داشتهام، همیشه از روشن کردن این اتاق تاریک طفره رفتهام و فقط یکبار-بیآنکه از کسی نام ببرم- از این دروغپراکنیها و تهمتها شکایت کردهام.
این بازی اما چند روزی است که دوباره شروع شده و این چند خط بهانهای شده برای از سر گرفتن عقدهگشاییهای ناتمام. دیگر ولی حوصلهای نیست و شکایتی هم. فقط کاش کسی پیدا شود و به یاد این جماعت بیاورد که تکرار این بازی کهنه، فقط تاکیدی است بر یک اصل ساده و قدیمی. همیشه آنکه کنار گذاشته میشود، هوای انتقام و نبش قبر به سرش میزند، نه آنکه ترک میکند و نقطهی آخر را میگذارد...
لينکده
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان
- هشت کتاب در دور نهایی جایزهی هفتاقلیم
مهر
- تا هر لحظه هوس کردم عاشقت باشم
ازدواج- شعری از مجتبا پورمحسن
- بازی کردن با آبروی یک صنف فرهنگی
کاوه فولادی نسب

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)