سايتها
هفتان
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{عامهپسند }
{اسنپشات }
{منصور نصیری }
{پاگرد }
{لحظه }
{لولیان }
{علی مصلح }
{خواب بزرگ }
{امیرمهدی حقیقت }
{محسن آزرم }
{آقای اوف }
{This is me }
{ورطه }
{چندگانه }
{ناتور }
{خوابگرد }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{یک پزشک }
{فلش }
{تادانه }
{طلوعی تا فردا }
یک پنجره
زن روزهای ابری
فروغ
اتاق پسر
مامهر
صفحهی سیزده
سیب گاززده
کتابلاگ
تجربههای آزاد
مریم گلی
اگنس
خسرو نقیبی
هفتها
زننوشت
بازی
غلاف تمام فلزی
خشموهیاهو
رمزآشوب
مهناز میناوند
سودارو
حسن محمودی
از زندگی
آوا و لحظههایش
Neverland
دژاوو
خسوف
آشپزباشی
افکار پراکندهی سپیده
Powered by
BlogRolling
« تهوع + پینوشت | صفحه اصلی | کمی تا قسمتی شخصی در حاشیهی این روزها »
داستان یک سایه
به گمانم همهی آنهایی که فیلمهای اصغر فرهادی را دیدهاند –چه در مقام کارگردان و چه به عنوان فیلمنامهنویس- قبول داشته باشند که فرهادی آدمی است ذاتا قصهگو؛ اما اتفاقی که در شهر زیبا آغاز میشود، در چهارشنبه سوری ادامه مییابد و در دایره زنگی به کمال میرسد – و اتفاق بیاهمیتی هم نیست- حرکت فرهادی از قصهگویی به سمت داستانگویی است. در واقع حالا ما با سینماگری داستانگو روبهروایم که درک درست و هوشمندانهای از مفهوم روایت و کارکرد خرده داستانها دارد، و شاید به همین دلیل است که چهارشنبهسوری و دایرهزنگی ترکیب موزون و جذابی از گرهافکنی، گرهگشایی، شخصیت پردازی، کشمکش، تعلیق و دیگر عناصر یک داستان خوب را برایمان به نمایش میگذارند. مشکل اصلی من با دایره زنگی اما همین حضور پررنگ فرهادی است، حضوری که پریسا بختآور را به حاشیه رانده و قضاوت دربارهی تشخص فیلم را دشوار کرده است. ظرافتها و نگاه زنانهی بختآور در کارگردانی البته کم نیستند و جنس روایت او نیز با راوی پرحوصله و صبوری مثل فرهادی فاصله دارد، اما اینها به باور من برای کنار زدن سایهی سنگین فرهادی کافی نبودهاند.
نگاه موجز اما دقیق فرهادی/بختآور به روابط انسانهای شهری و کالبدشکافی سوءتفاهمهای رایج میان آدمهای پارانویید دنیای امروز، بازی هوشمندانه با مفهوم تصادف و خارج نشدن از منطق روایت، بهرهگیری مناسب از عنصر تعلیق و به دنبال آن موفقیت در غافلگیر کردن تماشاگر و استفادهی بهجا از طنز کلامی، از دایره زنگی فیلمی ساخته است خوشساخت، شریف و تماشاگرپسند که به استانداردهای سینمای بدنه – در مقابل سینمای جشنوارهای، و نه همسنگ سینمای تجاری- بسیار نزدیک است. و این شاید همان چیزی باشد که سینمای امروز ایران به آن نیاز دارد...
مرتبط:
- دایره زنگی
لينکده
- مردی که گورش گم شد.
ظاهرا از مجموعههای خوب سال ۸۶ است.
- مشکل کجاست؟
به پستهای دیگرش هم نگاهی بیاندازید- مطرود
- واکنش تعدادی از اهالی ادبیات به ممیزی کتاب.
کو گوش شنوا؟
- گزارش یک سرقت
این بار از دیوار شعرهای عباس صفاری بالا رفتهاند!
- من نگاه نمیکنم...
لولیان
- لیست خرید یک ولگرد فرهنگی!
از نمایشگاه کتاب- غلاف تمام فلزی
- برلین زیر پای سید خوابگرد!
همنشینی با عباس معروفی هم نعمتی است...

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)