« و پلنگ صورتی حرف میزند! | صفحه اصلی | داستان یک سایه »
تهوع + پینوشت
جان همان «پارتنر»هایتان، هر کاری دوست دارید بکنید اما دغدغههای پایینتنهای و پشتک واروزدنهای توی اتاقخواب و کرک و پشم جاهای دیدنی و نادیدنیتان را به جریان روشنفکری، حقوق زنان و مبارزه با جامعهی مردسالار ربط ندهید که حالم را بههم میزند. خیلی ممنونم، اتاقخواب عالی مزدحم!
پی نوشت(نوشته شده در تاریخ ۲۳ فروردین):
من فکر میکردم این چند خط را آنقدر ساده و واضح نوشتهام که حتی آدمهایی که کمترین آشنایی را با زبان فارسی دارند، میتوانند درکش کنند. ظاهرا اشتباه کردهام، حالا یا تعریفام از «کمترین آشنایی با زبان فارسی» اشتباه بوده است، یا این چند خط آنقدرها که من فکر میکردم ساده و روشن نبودهاند. مجبورم بخشهایی را پررنگ کنم تا شاید باعث شود دوستان آن بخشها را دقیقتر بخوانند و برداشتهای عجیب و غریبشان را بگذارند برای جایی دیگر. البته قسمتی از حرفهای این خانم در حالت کلی درست است، اما مشکل اینجاست که حرفهایش هیچ ربطی به آنچه من نوشتهام ندارد و از آنجا که بهانهی خوبی را برای نوشتن حرفهایش انتخاب نکرده است، آدم به یاد حکایت گودرز و شقایق میافتد. به گمانم مهمترین و بدیهیترین پیشنیاز جواب دادن به یک یادداشت، درست و دقیق خواندنش باشد.
مرتیط:
- در راستای زدن مشت محکم بر...
لينکده
- دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم.
بیانیهی نهم میرحسین موسوی
- نقطهی عطفی برای جامعهی مدنی
ملکوت
- نفرت، زیاد هم بد نیست...
زبلخان
- خدایا، من دقیقا اینجام؛ تو دقیقا کجایی؟
شاهکاری از بزرگمهر حسینپور
- آینده از آن ماست...
تلخ، مثل عسل
- اعترافها شروع میشود؟
خدا میداند پشت دیوارهای اوین چه میگذرد- آق بهمن
- تحلیل اسلاوی ژیژک از وقایع ایران
پله برقی
- کمانِ گوشهنشینی و تیرِ آهی کو
ملکوت
- بیانیهی شمارهی هشت میرحسین موسوی.
آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند.


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)