تهوع + پینوشت
جان همان «پارتنر»هایتان، هر کاری دوست دارید بکنید اما دغدغههای پایینتنهای و پشتک واروزدنهای توی اتاقخواب و کرک و پشم جاهای دیدنی و نادیدنیتان را به جریان روشنفکری، حقوق زنان و مبارزه با جامعهی مردسالار ربط ندهید که حالم را بههم میزند. خیلی ممنونم، اتاقخواب عالی مزدحم!
پی نوشت(نوشته شده در تاریخ ۲۳ فروردین):
من فکر میکردم این چند خط را آنقدر ساده و واضح نوشتهام که حتی آدمهایی که کمترین آشنایی را با زبان فارسی دارند، میتوانند درکش کنند. ظاهرا اشتباه کردهام، حالا یا تعریفام از «کمترین آشنایی با زبان فارسی» اشتباه بوده است، یا این چند خط آنقدرها که من فکر میکردم ساده و روشن نبودهاند. مجبورم بخشهایی را پررنگ کنم تا شاید باعث شود دوستان آن بخشها را دقیقتر بخوانند و برداشتهای عجیب و غریبشان را بگذارند برای جایی دیگر. البته قسمتی از حرفهای این خانم در حالت کلی درست است، اما مشکل اینجاست که حرفهایش هیچ ربطی به آنچه من نوشتهام ندارد و از آنجا که بهانهی خوبی را برای نوشتن حرفهایش انتخاب نکرده است، آدم به یاد حکایت گودرز و شقایق میافتد. به گمانم مهمترین و بدیهیترین پیشنیاز جواب دادن به یک یادداشت، درست و دقیق خواندنش باشد.
مرتیط:
- در راستای زدن مشت محکم بر...
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53
هزارکتاب
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)