جایی دیگر


قرار بود اینجا خودم باشم، حرف‌ها و قضاوت‌ها را حواله کنم به «جایی دیگر» و بنویسم، فقط بنویسم؛ اما نمی‌شود، گاهی وقت‌ها آن «جای دیگر» هم جواب نمی‌دهد و کم می‌آورد و پشت سرش تو کم می‌آوری؛ مثل امشب که کم آورده‌ام و می‌ترسم از آدم‌هایی که اینجا را می‌خوانند و من راهم می‌شناسند، مثل من که پُرم از حرف و کلمه‌ها نفسم را گرفته‌اند، اما دستم به نوشتن نمی‌رود...



« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »