جایی دیگر
قرار بود اینجا خودم باشم، حرفها و قضاوتها را حواله کنم به «جایی دیگر» و بنویسم، فقط بنویسم؛ اما نمیشود، گاهی وقتها آن «جای دیگر» هم جواب نمیدهد و کم میآورد و پشت سرش تو کم میآوری؛ مثل امشب که کم آوردهام و میترسم از آدمهایی که اینجا را میخوانند و من راهم میشناسند، مثل من که پُرم از حرف و کلمهها نفسم را گرفتهاند، اما دستم به نوشتن نمیرود...
لينک مطلب |
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53
هزارکتاب
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)