سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{یک پزشک }
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« | صفحه اصلی | به یاد میآورم... »
یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶
عاشق این روزهای تهرانام و بزرگراههای مهگرفتهاش، عاشق -به قول بابا- بنزین حرام کردن و اتوبانگردیهای شبانه و همین دیوانگیهای احمقانه، که این روزها برایم شدهاند خود زندگی.
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
خوشا به حال شما که عاشقید...
پگاه | January 6, 2008 7:54 PM
اتوبان گرديهاي شبانه تهران...چقدر خودت هستي وخودت وخلوتت...خودت وخودت وخودت ...تمام نمي شوي انگار .سبكتري. دوري از همه و نزديك مي شوي به خودت وگاهي تنها گاهي دلت مي خواست كسي بود كنارت كه ميفهميد...واژه نمي خواستي براي دردي كه نگفتني است و...اين قصه مكرر ميشود
آوا | January 6, 2008 10:12 PM
سلام قربان خوشحال می شم به ما نظری کنید و راهنمایی کنید ما را
ممنونم ثابتی
امیر ثابتی | January 8, 2008 11:55 PM
هم ذات پنداری می کنیم .
نیکو | January 9, 2008 5:26 PM
به چیزهای خوبی عاشقید ...
مریم | January 9, 2008 5:27 PM
این هایویبازیهای شبانه تهران معرکه است. همه خوابند و تو بیدار. و این تو هستی که داری آسفالتهای اتوبانهای تهران را از جا میکنی.
حمیدرضا | January 11, 2008 12:40 AM
che taraneha va sherhaee ke be paye eshghe bi vojode to haram kardam.
delam migirad,sherhaye zibaye nojavaniam ra to che bad pir kardi.kash eshgh va shore an rozha ra bedone mozd kharje to nemikardam. kash hadyeh nemikardam.miforokhtam.
taraneha hameh khateras,nemidanam ba nefrine to in khaterehaye talkh faramosh mishavad?
sarah | January 14, 2008 10:15 PM
agha nobonyad chand?
sarah | January 14, 2008 10:17 PM
ye mosht adame motade bi janbeh ...yekishonam ke web dorost karde...ama na khodaro shokr ke in yeki toshon motad neshode.(just kidding)
پدرام: :) مرسی به خاطر هر سه تا کامنت. من از طرف بعضیها دوباره معذرت میخواهم :))
sarah | January 14, 2008 10:21 PM
shoma ke hamisheh mazerat mikhayn.
sarah | January 16, 2008 10:22 PM