« ... | صفحهی اصلی | راحت شدی آقای بورقانی »
آقای شهسواری عزیز
هرکس نداند، شما خوب میدانید که از دیدن اسمم میان نام پانزده نویسندهی راه یافته به مرحلهی پایانی چایزهی داستان کوتاه شهر کتاب چهقدر خوشحال شدم. خوب یا بد این اتفاقات هنوز برای من که «حرفهای» نشدهام و «بزرگ»، از قواعد بازی بیخبرم و یاد نگرفتهام که بیتفاوت از کنارشان بگذرم یا دستکم نقش آدمهای بیتفاوت را بازی کنم، مهماند و مایهی دلخوشی، و گمان میکنم شما این یکی را هم خوب میدانید.
حاشیه نروم، در این چهار پنج روز از دوست و غریبه نیش و کنایه کم نشنیدهام، آن قدر به شوخی ( و مگر نصف شوخیها جدی نیست؟) و به جد از آشنایی و دوستی من با شما، آقای شکراللهی و خانم محبعلی گفتهاند و تاثیرش در این حضور میان پانزده نامزد نهایی و آنقدر با نیشخند «پیشاپیش تبریک گفتهاند» که خودم هم به همه چیز شک کردهام؛ به دوستانام، خودم و داستانم.
در سلامت نفس شما و دیگر دوستان شکی نیست و خوب میدانم که اتفاقا همیشه در مقابل دوستانتان و آنها که میشناسیدشان سختگیرترید ( گرچه تا آنجا که شنیدهام داوران از نام نویسندگان بیخبر بودهاند)، مساله اما ضعف من است که هنوز نمیتوانم بعضی حرفها را نشنیده بگیرم و خودم را بسپارم به خواب روزهای نیامده.
صادقانه میگویم که در چنین فضای مسمومی، نتیجهی نهایی داوری هرچه باشد، بازندهای جز من و داستانم نخواهد داشت و برای من که همه چیز را سخت میگیرم، چیزی جز شک و سرخوردگی باقی نخواهد گذاشت.
می دانم که درخواست نابجا و مسخرهای است و باز میدانم که دبیران جوایز ادبی معمولا عادت ندارند به پذیرفتن چنین درخواستهایی، اما میخواهم خواهش کنم اگر ممکن است محبت کنید و تا زمان باقی است، داستانم را از داوری نهایی حذف کنید. شاید آن وقت بشود با آرامش بیشتری به نوشتن، حرفهای شدن، افزودن به ضخامت پوست و فاصله گرفتن از این فضای مسموم و آدمهای بیمارش فکر کرد.
با مهر
پدرام رضاییزاده
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)