...
و حالا من نشستهام تنها و دلم هم رقص نمیخواهد. موسیقی هم نمیخواهم. پس سکوت چنبره میزند و خفقان. همان را میخواهم. و بوی خاکِ نمیده از لای پنجرهی نمیدانم چندم، به درون میخزد.
«مردی آن ور خیابان، زیر درخت- بهرام مرادی- انتشارات کاروان»
لينک مطلب |
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53
هزارکتاب
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)