سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{This is me }
{یک پنجره }
{خواب بزرگ }
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
سیب گاززده
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« پدر... |
صفحه اصلی
| نیمهی تاریک ماه
کوتاه دربارهی جایزهی بنیاد گلشیری
»
روز سوم
امروز حالش بهتر از دو روز اول بود و روحیهاش هم، آنقدر که وقتی برای اکو از CCU بیرون میبرندش، جوگیر بشود و از یک لحظه غفلت پرستار استفاده کند و از روی ویلچر بلند شود و بعد هم... طبیعتا -به قول خودش- ولو شود روی زمین! میگویند اگر اتفاق خاصی نیافتد، احتمالا فردا یا حداکثر شنبه منتقلاش میکنند به بخش، و من فکر میکنم اتفاق خاص چه نسبت نزدیکی با لجبازیهای این مرد دارد.
ممنونم از همهی آنها که این چند روز بودند، با صدا، کلمات و مهربانیشان. و مگر یک ناتور از زندگی چه میخواهد؟
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)