« پدر... | صفحه‌ی اصلی | نیمه‌ی تاریک ماه
کوتاه درباره‌ی جایزه‌ی بنیاد گلشیری
»

روز سوم

October 11, 2007

امروز حالش بهتر از دو روز اول بود و روحیه‌اش هم، آن‌قدر که وقتی برای اکو از CCU بیرون می‌برندش، جوگیر بشود و از یک لحظه غفلت پرستار استفاده کند و از روی ویلچر بلند شود و بعد هم... طبیعتا -به قول خودش- ولو شود روی زمین! می‌گویند اگر اتفاق خاصی نیافتد، احتمالا فردا یا حداکثر شنبه منتقل‌اش می‌کنند به بخش، و من فکر می‌کنم اتفاق خاص چه نسبت نزدیکی با لجبازی‌های این مرد دارد.
ممنونم از همه‌ی آن‌ها که این چند روز بودند، با صدا، کلمات و مهربانی‌شان. و مگر یک ناتور از زندگی چه می‌خواهد؟

لينک مطلب | 6:25 PM