« انصراف حسین سناپور از عضویت در هیئت امنای بنیاد گلشیری | صفحه‌ی اصلی | پدر... »

برای آن‌ها که خیال می‌کنند مرکز جهان‌اند

October 5, 2007

Golestan.jpg

به گمانم حالا که دو سال و چند ماه از انتشار «نوشتن با دوربین» گذشته و همه‌ی آن‌هایی که باید کتاب را خوانده‌اند و درباره‌اش چیزی نوشته‌اند و سر و صدای همه‌ی آن‌هایی که به حرف‌های گلستان معترض بودند هم خوابیده است، می‌شود جور دیگری به این کتاب نگاه کرد و چیزهایی را بیرون کشید که کم و بیش تا امروز مهجور مانده‌اند.
رفتار حرفه‌ای پرویز جاهد و واکنش‌هایش در مقابل حرف‌های تند و تیز گلستان به نظرم یک کلاس درس است برای هرکسی که سودای کار مطبوعاتی را دارد یا حتی آن را تجربه کرده است. حالا که بخش‌هایی از این کتاب را دوباره می‌خوانم، نمی‌توانم متانت و بردباری و آرامش این آدم را تحسین نکنم و سماجت و پافشاری کم‌نظیرش را بر بعضی مفاهیم و واژه‌ها و رخدادها، علی‌رغم مخالفت آشکار گلستان، تا آنجا که گلستان دست از مخالفت بر می‌دارد. اینجا را ببینید:

جاهد: من می‌خواهم یک توضیحی بدهم راجع به گفتمان نقدی که در آن دوره وجود دارد و سردمدارش اگر قبول کنیم، آل‌احمد بود با «غرب‌زدگی»اش.
گلستان: این حرف احمقانه است. چرا مزخرف می‌گویی عزیز من.
جاهد: من براساس آنچه وجود دارد حرف می‌زنم.
گلستان: نقد اصلا سردمدارش آل‌احمد نبود. در داخل دستگاه آدم‌ها نقدهای اساسی‌تری می‌کردند.
جاهد: من می‌خواستم درباره‌ی «غرب‌زدگی» آل‌احمد صحبت کنیم، اگر دوست ندارید ادامه ندهیم...

بعید می‌دانم مطبوعاتی‌های امروز- که اتفاقا بعضی‌هایشان کم هم ادعا ندارند و تا دلتان بخواهد سرشارند از اعتماد به نفس از نوع کاذب- در چنین موقعیتی بتوانند از پس احساساتشان بر بیایند و زیر همه چیز نزنند، بعید می دانم اعتماد به نفس‌ جعلی‌شان ترک بر ندارد و این کتاب پر است از چنین موقعیت‌هایی...
دست مریزاد آقای جاهد!

لينک مطلب | 1:48 PM