« آدم‌ها... | صفحه‌ی اصلی | برای آن‌ها که خیال می‌کنند مرکز جهان‌اند »

انصراف حسین سناپور از عضویت در هیئت امنای بنیاد گلشیری

October 3, 2007

ناتور: ششمین دوره‌ی جایزه‌ی گلشیری کم حاشیه نداشت و بیش‌تر از هر دوره‌ی دیگری مورد انتقاد قرار گرفت. انتقادهایی که ظاهرا مسوولین بنیاد را وا داشته است تا با اعمال تغییراتی در ساختار این جایزه از حواشی احتمالی بکاهند. بررسی و تحلیل این تغییرات وپاسخ دادن به این سوال که تا چه اندازه منطقی‌اند و چقدر می‌توانند به این جایزه‌ی مهم کمک کنند در این چند خط نمی‌گنجد و مجالی دیگر می‌طلبد؛ اما آنچه در پی می‌آید متن کامل نامه‌ی حسین سناپور به مدیر بنیاد گلشیری است که به گمانم خواندنش خالی از فایده نیست.
این نامه به خواست آقای سناپور- به دلیل تعطیلی رسانه‌های عمومی و از آن رو که خودشان نیز وبلاگ و سایتی ندارند- در ناتور منتشر می‌شود.

متن کامل نامه‌ی حسین سناپور به مدیر بنیاد گلشیری:

مدير محترم بنياد گلشيری، سركار خانم طاهری
با اين نامه انصراف خود را از بودن نام‌ام در ميان اعضای هيئت امنای بنياد گلشيری اعلام مي‌كنم و همينطور انصراف خود را از شركت در همه‌ی جلساتی كه به نحوی گرداننده‌ی امور آن بنياد هستند. دوره‌ی جاری كلاس‌هايم نيز طبعا آخرين دوره‌يي خواهد بود كه به نام آن بنياد برگزار خواهد شد.
اما ضمنا به‌خاطر خلاصی از تكليف قلبی كه برای خودم قائل بودم، می‌خواهم تشكر كنم از گذاشتن قاعده‌ی تازه‌ی كنار گذاشتن كتاب اعضای بخش‌های مختلف بنياد، ‌كه البته در اين هنگام و پس از انتقادهای گاه درست و اغلب نادرست به جنبه‌های مختلف جايزه‌ی پارسال، چيزی نيست جز تاييد ناخواسته‌ی لااقل بخشی از آن حرف‌ها، و از نظر من معنايی ندارد جز قربانی دادن برای كم‌كردن تندی آن حملات. نمی‌دانم عكس‌العمل داورانی كه سال گذشته آن جايزه را داده‌اند چه خواهد بود، ‌اما شخصا از گرفتن اين تصميم در چنين زمانی متاسفم. لابد اين كار داوران را بيش از پيش به اين باور خواهد رساند كه بيش از آن كه به عقيده و دل خودشان پای‌بند باشند، به نظر ديگران و به‌خصوص ديگرانی كه پر سروصداتر هستند، ‌توجه كنند. باوجود بد و بي‌راه‌هايی كه شنيده‌ام، از اين‌كه در يكي دو دوره‌ی جايزه كمك‌هايی به برگزاری آن كرده‌ام (مثل دوره‌ی هفتم و چند سال قبل) پشيمان نيستم،‌ و همين‌طور از كمك‌هايی كه گاهی توانسته‌ام در بخش‌های ديگر بكنم، ‌گرچه اگر هيچ‌كس نداند، شما كه در جريان همه‌ی امور بنياد و به‌خصوص جايزه‌اش بوده‌ايد،‌ مي‌دانيد كه جز همين بد و بی‌راه‌ها نصيبی نداشته‌ام، حتا كلاس‌هايی را هم كه به اصرار خودم به نام بنياد راه انداخته‌ام (ومی‌توانسته‌ام در جاهای ديگر راه بيندازم) به قصد اين بوده كه شايد شروعی باشد برای پاگرفتن آموزشگاهی برای داستان‌نويسی، كه بيش از هر چيزی می‌تواند ادامه‌ی كار به گمان من بي‌نظيری باشد كه گلشيری می‌كرد.
باز هم متاسفم كه اين قاعده‌ی شما و آن عقده خالی‌كردن‌ها مثل هميشه اين حرف را تاييد كرد كه در اين مملكت بايد جريده رفت و هميشه به گوشه‌يی خزيد و دور از چشم و دهان‌ها بود.

حسين سناپور/ 11 مهر 86



مرتبط:
- واکنش فرزانه طاهری به نامه‌ی حسین سناپور

لينک مطلب | 2:49 PM