« مرگبازی | صفحهی اصلی | گر حکم شود که مست گیرند... »
هفتهی خاکستری
تمام امروز، با این آهنگ گذشت. تمام امروز...
شنبه روز بدی بود
روز بیحوصلهگی
وقت خوبی که میشد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبهی من
جدول نیمهتموم
همه خونههاش سیاه
توی خونه جغد شوم
صفحهی کهنهی یادداشتهای من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
غروب سهشنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامهی من
عصر چهارشنبهی من
عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن(پوسیدن) من
فصل جونسختی ما
روز پنجشنبه اومد
مثل سقائک پیر
رو نوکاش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر
جمعه حرف تازهای برام نداشت
هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود...
اینجا، روی نام ترانه کلیک کنید و بشنویدش...
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)