« ... | صفحه‌ی اصلی | می‌آید باز، می‌آید... »

یادتان هست؟

July 7, 2007

a%20good%20year.jpg

مگر می‌شود روزت با «یک سال خوب» رایدلی اسکات شروع شود و با مرور دوباره‌ی «باغ‌های کندلوس»- که همین‌جا چیزکی درباره‌اش نوشته‌ام- به آخر برسد و تو همان در خود فرورفته‌ی گره خورده سابق بمانی. یک سال خوب ( A Good Year ) معجزه می‌کند با آن بازی درخشان راسل کرو و جزییات دوست‌داشتنی‌اش و روایتی آشنا که رنگ و بوی کهنگی و تکرار ندارد؛ یک مثال درجه یک برای تایید حرف آن‌هایی که فکر می‌کنند دیگر داستان تازه‌ای در دنیا نیست و چگونگی روایت و ریزبینی‌های یک قصه‌گوی ناب است که می‌تواند از مضمونی تکراری و ملال‌آور، حاصلی جذاب بسازد. خوب نبودم این چند روز و انرژی امروزم را تنها مدیون دیروزم و «یک سال خوب»‌ی که عین زندگی است و عجیب طعم خوش تجربه‌های عاشقانه‌ی آدم را به یادش می‌آورد. راستی، فردای شبی را که عشاق در کنار همدیگر گذراندند، یادتان هست و آن جمله‌ی درخشان دختر را، وقت رفتن، که قرار است دلیلی باشد برای آن هم‌آغوشی طولانی؟ یادتان هست...؟

مرتبط:
- بیا خیلی آرام عاشق بشویم (امید علیزاده)
- رایدلی اسکات و راسل کرو، همین کافی است (خسرو نقیبی)



نظرها

چقدر تعریف هایت پرآب و تاب است، آدم وسوسه می شود همین شبانه برود فیلم را از زیر سنگ هم که شده پیدا کند و عدل بنشیند همین حالا ببیند و اینهمه انرژی بگیرد و...خب، شاید هم حالش واقعا خوب شود، حداقل برای چند وقتی.

چقدر اغراق شده نوشتی. جدا باغ‌های کندلوس فیلم خوبیه؟ خدا به داد برسه اگه این فیلم خوبه!!!!

پدرام: به داد ما برسد یا به داد شما؟ :) در ضمن آیپی‌تان هم خیلی آشناست، می‌فهمید که...؟

یادمان هم نباشد، تو یادمان انداختی!( خوب می شناسم این خوب شدن های کوچک را با دیدن یک فیلم خوب در یک فضا و موقعیت سخت)

دیدی معجزه می‌کنه؟! همه چیزه این فیلم یادمه رفیق!

خیلی گشتم دنبال آدمی که مثل من سر اون سکانس فوق العاده ( نماز خوندن آبان ) گریه که پیشکش لا اقل دلش لرزیده باشه ! خوشحالم که پیدا کردمت آقای پدرام رضایی زاده.

A good year...ah my GOD...I think to A good world.. evry time

به امید روزی که همه چیز همه جا خوب و دیدنی باشد همچون پرده های این فیلم...

are,tars,gharibe?!...!

باغ های کندلوس رو خیلی دوست داشتم.

سلام
با راهنمايي شما سايت من از نيمه فيلتر بودن خارج شد
ممنون

سلام مهندس.
متاسفانه فیلم را ندیده ام، نمی توانم نظری بدم، ولی در مورد «شبیه الفی اتکینز شدن»(البته فقط با همین یک جمله) باهاتون موافقم:) هر چی هم فکر کردم نفهمیدم انگیزه تون چی بوده؟!

پدرام: :) و خدا آگاه است از هرآنچه ناپیداست خانم مهندس!

بعد از یکی دو روز اکران شدنش رفتم دیدمش بعد از اون هم دو سه بار دیدمش. خیلی قشنگه و امید اینکه هنوز میشه عاشق شد فقط یکم قشنگتر به این ور و اون ور نگاه کن. the lake house رو هم اگه ندیدی ببین فکر کنم از اون هم خوشت بیاد

پدرام: از آن هم بدم نیامد، ولی خب، با یک سال خوب قابل مقایسه نیست اصلا به نظرم.

چه لذتي داشت ديدن اين فيلم.
اين ديالوگشم فوق العاده بود:

مكس: اينجا براي زندگي من مناسب نيست
فني: نه مكس ،اين زندگي توئه كه براي اونجا مناسب نيست...

در مورد الفي...جالبه من دوشنبه داشتم با يكي در موردش صحبت مي كردم. رسيدن به لينكش از اينجا مثل هديه اي كوچك بود

حالم خراب بود . به اینجا که رسیدم و این پستت رو خوندم ، فوری فیلم رو از تو آرشیو آوردم و دیدم . بهتر شد . مرسی

با این کتاب چرندی که چاپ کردی معلوم شد اگه 4 تا رفيق نداشته باشی هيچی از ادبیات و سینما سرت نمی شه

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)