سايتها
هفتان
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{مریم مومنی }
{هفتها }
{چندگانه }
{منصور نصیری }
{یک پنجره }
{پاگرد }
{محسن آزرم }
{آقای اوف }
{لحظه }
{ناتور }
{عامهپسند }
{فروغ }
{زننوشت }
{علی مصلح }
{تادانه }
{بازی }
{صفحهی سیزده }
{تجربههای آزاد }
This is me
اسنپشات
بازتاب نفس صبحدمان
آوا و لحظههایش
خوابگرد
مامهر
زن روزهای ابری
مریم گلی
طلوعی تا فردا
خشموهیاهو
ورطه
لولیان
خواب بزرگ
امیرمهدی حقیقت
فلش
اتاق پسر
سیب گاززده
کتابلاگ
اگنس
خسرو نقیبی
غلاف تمام فلزی
رمزآشوب
مهناز میناوند
سودارو
حسن محمودی
از زندگی
Neverland
دژاوو
خسوف
آشپزباشی
افکار پراکندهی سپیده
Powered by
BlogRolling
« ما سه نفر بودیم...
در حاشیهی دفتر دوم «نگره» |
صفحه اصلی
| لعنت بر... »
فیل را قلقلک بدهیم
چند روزی است به اینجا فکر میکنم، به دنیایی که برای خودمان ساختهایم و حالا انگار قرار است کم کم مال دیگرانی بشود که هیچ نسبتی با این فضا ندارند. برایم جالب است بدانم چرا آدمهای این فضا که معمولا به همه چیز واکنش نشان میدهند و به آن چیزهایی که باید - و گاه نباید- اعتراض میکنند، در مقابل موج جدید فیل ترینگ و این ربات مثلا هوشمند -که هیچ بهرهای از هوش نبرده است- سکوت کردهاند. توی اتاقکهای شیشهایمان قایم شدهایم و تنها کارمان شده است آزار همدیگر. کی میخواهیم باور کنیم که این فضا تنها وقتی جدی گرفته میشود که بر دنیای حقیقی اثر بگذارد، که از این غارهای بیانتها بیرون بیاییم و به جای فریاد زدن در خلاء و مثل بز نگاه کردن (نمیگویم بلانسبت بلکه به غیرت بعضیها بر بخورد!) کاری بکنیم.
این فضا تا دلتان بخواهد رونامهنگار دارد و سیاستمدار و حقوقدان و کارمند رسمی صدا و سیما و کلی آدم مدعی دیگر که گاهی هزار اسب بارکش هم از پس کشیدن نام و ادعایشان بر نمیآیند، اما چه فایده که تنها واکنش سکوت است و شاید به عادت قدیم، در انتظار نوبت خود ماندن. سیاسیهای کشته مردهی رای که فقط به وقت انتخابات به یاد وبلاگستان و دریوزگی رای میافتند و مدافعان همیشگی فرهنگ هم که تا آب به نشیمنگاهشان نرسد، صدایشان در نمیآید.
شاید بیشاز حد بدبینام، شاید اشتباه میکنم، اما به گمانم فیل تر کردن بلاگرولینگ و بلاگر و بازی مسخرهای که به نام این ربات هوشمند راه افتاده است و فیل ترینگ بیقاعده سایتهایی که هیچ ارتباطی با مفاهیم غیراخلاقی ندارند، تنها و تنها نشاندهنده آن است که آقایان ریشه را نشانه گرفتهاند و بعید میدانم که هدفی جز سرخورده کردن و به انزوا کشاندن آدمهای این فضا در پس این برنامههای رنگارنگ باشد.
حالا باید چه کار کنیم؟ خب، واقعا نمیدانم. توی وبلاگهایمان دایم از حق شهروندی حرف میزنیم و از حقوق پایمال شده مینالیم و از تغییر قوانین تبعیض آمیز میگوییم، آن وقت ناتوانیم از مقابله با بختکی که به جان وبلاگستان افتاده است. اینبار کاری از هیچ کس بر نمیآید جز آنها که در ایراناند و با هویت و نام حقیقی خود در این فضا ساکناند و نامشان هم اندک وزنی دارد یا ابزار و تریبونی در اختیار دارند. باید جمع شد و در این باره فکر کرد و دنبال راهکارهای عملی و تاثیرگذار بود؛ چه میدانم، میشود به دیوان عدالت اداری شکایت کرد یا در مجلس پی ماجرا را گرفت ( نمایندگانی مثل اعلمی یا افروغ قبلا به این ماجرا واکنش نشان داده بودند) یا هر کار دیگری که به این آقایان بفهماند که قرار نیست نقش چوبان را برای گلههای گوسفند بازی کنند...
باید دنبال یک راهکار عملی بود، شما اینطور فکر نمیکنید؟
پ.ن: همینطور که دارید به پیدا کردن یک راهکار جدی و عملی و جمع کردن آدمهای تاثیرگذار وبلاگستان فکر میکنید، شاید بد نباشد برای رفع خستگی هم که شده کمی بازی کنید. سایتها و وبلاگهایی که به اشتباه فیلتر میشوند می توانند به آدرس filter@dci.ir ای-میل بزنند، به جای subject نامه، آدرس سایت یا وبلاگشان را بنویسند و در متن نامه به فیل تر شدن سایتشان اعتراض کنند و علت آن را جویا شوند. فکر میکنید اگر پنجاه نفر یا مثلا صد نفر به این آدرس ای-میل بزنند و به جای subject آدرس سایت بلاگرولینگ را بنویسند چه اتفاقی میافتد؟ اگر این صد نفر بشوند پانصدنفر چطور؟ چطور است برای یکبار هم که شده ما آنها را قلقلک بدهیم...
مرتبط: از کرامات ربات هوشمند!
لينکده
- گاهی زندگی هم دود میشود و به هوا میرود...
دربارهی «۲:۳۷»- محسن آزرم
- بهانهای برای خریدن و خواندن «کافه پیانو»
من که وسوسه شدهام اساسی!- لینک از طریق صفحهی سیزده
- بازگشت گلآقا...
مبارک است!
- تنقیه یا تنقیح، مساله این است!
لطفا هرچه سریعتر تکلیف مردم را روشن کنید!- خوابگرد
- یگانه اما نه چندان ماندگار
در حاشیهی بازی عروس و داماد
- روز من از غروب شروع میشود
فقط بعضی آدمها این سه خط را تجربه کردهاند- مریم مومنی
- مردی که گورش گم شد.
ظاهرا از مجموعههای خوب سال ۸۶ است.

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
خوب نوشتهای پدرام. کاش بقیه هم همراهی کنند...
مریم | June 29, 2007 11:46 PM
واقعاً دیگه شورشو درآوردن! درست میگی. باید کاری کنیم. درسته که من از وزنه هایی که گفتی نیستم ولی اینقدر از این فیل ترینگ عصبانی هستم که تو وبلاگم باهات هم صدا شدم! بالاخره یه نفر هم یه نفره!
پدرام: ممنونم از لطفت...
روزهای بی خاطره | June 29, 2007 11:57 PM
به نظر من برا مبارزه با فیلتر شدن وبلاگها میشه یه طرحی در نظر گرفت با هدف حمایت از وبلاگهای فیلترشده که تو این طرح چندتا وبلاگ فعال بهعنوان حامی یه وبلاگ فیلتر شده قرار بگیرند و در لابهلای نوشتههای وبلاگهای خودشان، نوشتههای اون وبلاگ فیلترشده رو با لینک به اصل مطلب بازانتشار کنند. اینجوری تعداد بیشتری به نوشتههای وبلاگهای فیلترشده دسترسی پیدا میکنند و میشه یک زنجیره بزرگ از وبلاگها درست کرد.
سالهای ابری | June 30, 2007 12:29 AM
جدی میگی بلاگر فیلتر شده پدرام؟؟ بلاگرولینگ حالا سابقه داشته،اما بلاگر؟؟؟؟
ولـگرد | June 30, 2007 12:48 AM
تو سایت پرستو دیدم و قلقلک دادم به سهم خودم. گر چه نفهمیدم منظورت از "به اشتباه فیلتر شدن" چی بوده؟ مگه فیلتر غیر اشتباه هم داریم؟
نیما | June 30, 2007 1:34 AM
وای ! وای ! می شود ؟!
می شود ؟!
نيکو | June 30, 2007 3:58 AM
خب چرا داد می زنی حالا؟ شما امر فرمودی ما چه خاکی به سرمون بریزیم و از زیرش در رفتیم؟ تازه منم وزنه و اینا نیستم اما خب بگو چی کار کنیم، به روی چشم.
پدرام: نظر خودت چیست؟ تو هم پیشنهادی بده...
آروین | June 30, 2007 6:19 AM
نباید سرگرمی بدی باشه
ماکان | June 30, 2007 6:49 AM
ta chand ruze dige khodemun ro ham filter mikonan!
sun | June 30, 2007 7:40 AM
م ی ش و د ؟
سنجاقک | June 30, 2007 10:47 AM
درست می گویی ، باید کاری بکنیم ... نمی دانم چه اندازه می توانیم به اسم و رسم دارهای این دنیای مجازی مان امید داشته باشیم ...بلایی که با فیلترینگ بر سر دنیای مجازی مان می آید نظیر همان بلایی ست که آرام آرام با قاچاق فیلم ها که به نظر من یکی از آخرین
حلقه های پروژه ی حذف هنر برای هنر است ، دارد سر سینمای ایران می آید . نمی دانم ، شاید آن تجمع سینماگران که بعد از سال ها تجمعی بود که نشان داد هستند و می توانند صدایشان را به گوش دیگران برسانند ،کمی خواب کله گنده ها را پریشان کند حالا...من به این فکر می کنم که ماها ، که هر کداممان یک طرف این گربه زندگی می کنیم می توانیم چنین تجمعی داشته باشیم ؟ خیلی بعید است ...به نظرم برای اینکه از بعید بودنش بکاهیم باید با یک جهاد اساسی در همین دنیای مجازی خودمان عمق فاجعه یی را که در حال وقوع است به یکدیگر یاد آوری کنیم . درست مثل کاری که تو کردی . عجالتا این قلقلک فیل هم ایده ی کارآمدی است ... همچنان به راههای عملی فکر میکنیم . و در آخر شرمنده که این قدر طولانی شد . بلاگر که فیلتر است ، می خواستم اینها را در ناتوردشت بنویسم که نشد . فیلترشکنها هم جملگی فیلترند !
غزال | June 30, 2007 11:00 AM
من ميل زدم برايم جواب آمده
in site tavassote komiteh taaiine masadighe basteh shode ast va az system filtering kari bar nemiaiad
فكر میكنی ديگه چه كار میشه كرد؟
مرضيه | June 30, 2007 1:14 PM
شانها با فیلتر کردن، میخواهند بگویند «ما هستیم و میتوانیم»! و ما هم با دور زدن فیلترینگ مسخرهشان یک بیلاخ به آنها نشان میدهیم و خیلی محترمانه خدمتشان عرض میکنیم: «زکی!» دنیا پر فیلترشکن و نرمافزار ضدفیلتر است، برادر. این را به این خاطر میگویم که میدانم امیدی به سر عقل آمدن این جماعت نیست. اگر جوی عقل و منطق داشتند، این کارها را نمیکردند.
بلال بحرانی | June 30, 2007 1:15 PM
من هم ایمیل ها رو فرستادم و بازهم خواهم فرستاد. ولی چه کار مثبت تری می شه کرد ؟
پدرام: خوب قرار است راجع به همین موضوع همفکری کنیم دیگر...
جادی | June 30, 2007 1:21 PM
من هم ایمیل زدم و به این یادداشت لینک دادم. برای دفاع از حرف های شما.
عاطفه | June 30, 2007 8:08 PM
محشره!!!
مریم کاظمی | June 30, 2007 8:40 PM
ببینید جناب ناتور ! من پیشنهادم اینه که همه این مطلب رو لینک کنن . نه توی پیوند های روزانه یا لینکده , تو یه پست مستقل و مجزا . این طور همه مطلع می شن . پنجاه تا می شه صد تا . صد تا دویست تا . دویست تا ,,, . چطور بازی راه انداختن اون قدر ساده پخش می شه , اما همچین چیزی که به آینده ی وبلاگستان و فضای مجازی بسته است پخش نمی شه ؟!
نیکو | June 30, 2007 11:46 PM
چون عقلم به این چیزها قد نمی دهد، من آدم کلاسیکِ محافظه کار (لفظ بدتر و شاید واقعی ترش می شود توسری خور) عرضه غلط خاصی ندارم، این است که فقط دست به عصا راه می روم و...خب اگر ایده خاصی شهود کردم (که البته بعید می دانم) می گویم دیگر، منتظر زیرلفظی که نمی مانم.
آروین | July 1, 2007 4:46 AM
ف ی ل تر نه عزیز من، ساماندهی. اگه کمی همین افرادی که گفتی همراهی کنند توی طرح وبسال یک حالی از این جمیع بیکار سامانده بگیریم که نگو.
فقط لطف کن خوانندگان رو با طرح وبسال و سال ۱۳۸۶ ضد ساماندهی آشنا کن.
http://www.websal.info/
فؤاد | July 1, 2007 12:29 PM
همین ایمیل زدن بهترین کار شاید باشه ... البته این موقع!
خران دو عالم | July 1, 2007 2:20 PM
ببين من يه روشي ديدم تويِ يه پروژهي آنتياسپم که فکر ميکنم به دردِ اذيت کردنِ فيلها هم بخوره! توضيحاتِ کاملتر اگه خواستي، بگو برات تويِ ميل توضيح بدم که چطوري کار ميکنه (اينجا نبينن و يادش نگيرن، بهتره!)
با اين روش، هم ميشه اون فيل رو يه کم قلقلکاش داد و هم تا يه مدتي شايد از شرش راحت شد!
پدرام: اگر این کار را بکنی که عالیست. آدرس ای-میل من هم که بالای صفحه نوشته شده...
عليرضا | July 1, 2007 5:22 PM
فقط پيشنهاد مي کنم فقط يک بار از گوگل ريدر استفاده کنيد تا خودتان متوجه بشوييد كه به راحتي مي توان از فيل تر عبور كرد
البته قبل از آن بايد اين كارها را بكنيد
طريقهی استفاده از Google Reader
با این آدرس
http://reader.google.com
فيدِ تعداد نسبتاً زيادی از وبلاگهای فارسی و تعدادی از سايتهای خبری از اينجا
http://gharibe25.googlepages.com/export20.xml
قابل دانلود است
فايل را جايی ذخيره کنيد که يادتان بماند. فايل XML و با فرمت OPML است).
به Google Reader برويد و با استفاده از رمز جی میل که داريد، وارد شوید
در پايين صفحه، سمت چپ، لينک با عنوان Manage subscriptions را بيابيد و روی آن کليک کنيد.
گزينهی Import/Export را انتخاب کنيد.
از طريق دکمهی Browse، فايل دانلود شده در مرحلهی 1 را به عنوان فايل OPML آپلود کنيد.
حالا به راحتي وارد سايت ها شويد
ali | July 2, 2007 10:43 AM
پدرام جان ما هم قلقلک دادیم ، طرف فوری جواب داد و مشکل را به ربات فیلتر ساز حواله کرد .
رضا سیدی
رضا سیدی | July 2, 2007 6:22 PM
سلام. در خوش بینانه ترین حالت می توان نتیجه گرفت که فیلترینگ سایتهای مثل بلاگ رولینگ جهت حمایت از نمونه های بسیار ضعیف ایرانیش است. توصیه ای که من دارم این است که با فیلتر شدن این سیستم ها هرگز به سمت کپی های مسخره و ضعیف ایرانیش نروید.
علیرضا | July 2, 2007 10:31 PM
کاملا موافقم باید اعتراض ها را آورد بیرون ولی تا حالا فکر کردی چه جوری ؟
به هر حال خوشحال میشم دعوتتون کنم به خوندن یک داستان از یک نویسنده مورد بی مهری در ایران
اسلاومیر موروژک
مهدی | July 3, 2007 5:41 PM
گفته بودي "راهکار جدی و عملي " پيدا کنید . کلی خنديديم
"راهکار جدی و عملي " استفاده از فيلتر شکنه . والا هيج شخصيتي که قدرت این کارو داره ، خودش رو خرج این مسئله نمي کنه .
امیر | July 5, 2007 9:44 PM
ادبیات و تنهایی رو می شه همچنان ادامه داد، اما زندگی رو به مفهوم واقعیش نه. هدف نهایی شون اجرای چیزی شبیه این قانونه که« اجتماع بیش از یک نفر ممنوع! حتی شما! حتی در پستو! حتی در وب!...»
پوریا | July 8, 2007 12:16 AM
من ایمیل زدم.جواب داد که کمیته تعیین مصادیق گفته باید فیلتر شه (دلیشز رو گفته بودم). بعد جواب دادم مگه مخابرات اونجا نماینده نداره؟ شما باید از لحاظ فنی اونا رو قانع کنید. گفت ما رو هم تحویل نمیگیرن و به تماس های ما جواب نمیدن. آخرش هم گفت به دفتر جرائم اینترنتی قوه قضاییه اعلام کنید موضوع رو. من اطلاعات تماسی از این دفتر پیدا نکردم. واقعا نمیشه پاشد رفت سراغ اینا و ازشون پرسید و بهشون توضیح داد که مثلا بلاگ رولینگ رو نباید فیلتر کرد؟
بهادر | July 8, 2007 9:01 AM