فیل را قلقلک بدهیم
چند روزی است به اینجا فکر میکنم، به دنیایی که برای خودمان ساختهایم و حالا انگار قرار است کم کم مال دیگرانی بشود که هیچ نسبتی با این فضا ندارند. برایم جالب است بدانم چرا آدمهای این فضا که معمولا به همه چیز واکنش نشان میدهند و به آن چیزهایی که باید - و گاه نباید- اعتراض میکنند، در مقابل موج جدید فیل ترینگ و این ربات مثلا هوشمند -که هیچ بهرهای از هوش نبرده است- سکوت کردهاند. توی اتاقکهای شیشهایمان قایم شدهایم و تنها کارمان شده است آزار همدیگر. کی میخواهیم باور کنیم که این فضا تنها وقتی جدی گرفته میشود که بر دنیای حقیقی اثر بگذارد، که از این غارهای بیانتها بیرون بیاییم و به جای فریاد زدن در خلاء و مثل بز نگاه کردن (نمیگویم بلانسبت بلکه به غیرت بعضیها بر بخورد!) کاری بکنیم.
این فضا تا دلتان بخواهد رونامهنگار دارد و سیاستمدار و حقوقدان و کارمند رسمی صدا و سیما و کلی آدم مدعی دیگر که گاهی هزار اسب بارکش هم از پس کشیدن نام و ادعایشان بر نمیآیند، اما چه فایده که تنها واکنش سکوت است و شاید به عادت قدیم، در انتظار نوبت خود ماندن. سیاسیهای کشته مردهی رای که فقط به وقت انتخابات به یاد وبلاگستان و دریوزگی رای میافتند و مدافعان همیشگی فرهنگ هم که تا آب به نشیمنگاهشان نرسد، صدایشان در نمیآید.
شاید بیشاز حد بدبینام، شاید اشتباه میکنم، اما به گمانم فیل تر کردن بلاگرولینگ و بلاگر و بازی مسخرهای که به نام این ربات هوشمند راه افتاده است و فیل ترینگ بیقاعده سایتهایی که هیچ ارتباطی با مفاهیم غیراخلاقی ندارند، تنها و تنها نشاندهنده آن است که آقایان ریشه را نشانه گرفتهاند و بعید میدانم که هدفی جز سرخورده کردن و به انزوا کشاندن آدمهای این فضا در پس این برنامههای رنگارنگ باشد.
حالا باید چه کار کنیم؟ خب، واقعا نمیدانم. توی وبلاگهایمان دایم از حق شهروندی حرف میزنیم و از حقوق پایمال شده مینالیم و از تغییر قوانین تبعیض آمیز میگوییم، آن وقت ناتوانیم از مقابله با بختکی که به جان وبلاگستان افتاده است. اینبار کاری از هیچ کس بر نمیآید جز آنها که در ایراناند و با هویت و نام حقیقی خود در این فضا ساکناند و نامشان هم اندک وزنی دارد یا ابزار و تریبونی در اختیار دارند. باید جمع شد و در این باره فکر کرد و دنبال راهکارهای عملی و تاثیرگذار بود؛ چه میدانم، میشود به دیوان عدالت اداری شکایت کرد یا در مجلس پی ماجرا را گرفت ( نمایندگانی مثل اعلمی یا افروغ قبلا به این ماجرا واکنش نشان داده بودند) یا هر کار دیگری که به این آقایان بفهماند که قرار نیست نقش چوبان را برای گلههای گوسفند بازی کنند...
باید دنبال یک راهکار عملی بود، شما اینطور فکر نمیکنید؟
پ.ن: همینطور که دارید به پیدا کردن یک راهکار جدی و عملی و جمع کردن آدمهای تاثیرگذار وبلاگستان فکر میکنید، شاید بد نباشد برای رفع خستگی هم که شده کمی بازی کنید. سایتها و وبلاگهایی که به اشتباه فیلتر میشوند می توانند به آدرس filter@dci.ir ای-میل بزنند، به جای subject نامه، آدرس سایت یا وبلاگشان را بنویسند و در متن نامه به فیل تر شدن سایتشان اعتراض کنند و علت آن را جویا شوند. فکر میکنید اگر پنجاه نفر یا مثلا صد نفر به این آدرس ای-میل بزنند و به جای subject آدرس سایت بلاگرولینگ را بنویسند چه اتفاقی میافتد؟ اگر این صد نفر بشوند پانصدنفر چطور؟ چطور است برای یکبار هم که شده ما آنها را قلقلک بدهیم...
مرتبط: از کرامات ربات هوشمند!
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)