سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« گمشده در بزرگراه
گفتوگو با محمد کشاورز |
صفحه اصلی
| چند بار...؟ »
هممیهن یا شرق، وسوسه این است...
+ پینوشت(توضیح خسرو نقیبی دربارهی این یادداشت)
شاید خیلیها ندانند که این «شرق»ای که قرار است دوباره بیاید و چند روزی است آگهی تبلیغاتیاش به لطف حاتمبازیهای آقای خدابخش، در روزنامهی اعتماد منتشر میشود نسبت چندانی با «شرق»ای که پیش از این میشناختیم ندارد. بعد از قوچانی و عطریانفر که از شرق گذشتند و هممیهن کرباسچی را انتخاب کردند و قرار است با یک آس ِ جدید همه را غافلگیر کنند، آدمهایی که زیر سقف «شرق» جمع شده بودند و بعضیهایشان چندماهی مجبور شدند در روزنامه «اعتماد» و ضمیمه هفتگی آن، رویداد، همدیگر را تحمل کنند هم دو دسته شدهاند.
ظاهرا مهدی یزدانیخرم دبیر صفحات ادبیات و کتاب هممیهن خواهد بود و در طرف دیگر، حسن محمودی دبیر همین صفحات در شرق. میگویند امیرحسین رسائل، خسرو نقیبی و مینا اکبری همچنان درکنار احمد غلامی و شرق و خدابخش هستند و در مقابل محسن آزرم، محمدجواد روح، اکبر منتجبی، امیرقادری، لیلا نصیریها، امید مهرگان ،امیر عربی، رضا معطریان و حسین یاغچی هم در هممیهن خواهند بود. گویا صفحات ادبی روزنامه هممیهن را هم امیر احمدیآریان- و زیر نظر مهدی یزدانیخرم- خواهد بست.
باید منتظر ماند و دید که چه کسی برندهی این رقابت دیدنی- و شاید هم خواندنی- خواهد بود. هرچند اگر قرار باشد خدابخش و مجموعهای که زیر نظر او کار میکند، همچنان ارزشی برای نیروهای حقالتحریری قایل نباشند و همچون گذشته نسبت به کار و حقوق آنها بیتفاوت بمانند، بعید میدانم در شرایط فعلی دیگر کسی حاضر شود به خاطر رفاقت با دبیران سرویسها به همکاریاش با مجموعه ادامه دهد و بعد از مدتی آقای خدابخش میماند و حوضش و سیستم بردهداری مدرناش.
پینوشت از خسرو عزیز:
پدرام نازنین
گروه شرق تغییر چندانی در راس ندارد. آدمها همانند در اکثریت. فرقش این است که از هممیهنیها اسم بردهای و از شرقیها نه. اگر نه، من جزو چهاراسمی که از شرق آوردهای نباید باشم و اصلا هیچوقت در گروه اصلی شرق نبودهام که حالا قرار باشد وزنهای محسوب شوم. غیر اینها که گفتی، همهی آن دیگران قدیمی، ساکن شرقند هنوز. آرش راهبر و گروه ورزش، امیرحسین مهدوی، عبدالرضا تاجیک و خیلیهای دیگر که نامشان میان رفقای «هممیهن» نیست. یادت باشد «شرق» امروز همان تیمیست که این روزها «آخرهفته»ی اعتماد را میبندد. دوستی که بحث رقابت میکند، در کیفیت «رویداد» شک دارد؟
مرتبط:
- گاهی وقتها در زندگی بایست، برگرد و به عقب نگاه کن
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
پس باید هم میهن را بخوانیم.من هم این قضیه را شنیده بودم ولی نه به این گسترده گی.
کاوه | May 3, 2007 10:17 PM
رقابت؟شوخي ميكني! يه بار ديگه نگاهي به اسامي اين تيم و اون تيم بنداز ، تا بفهمي رقابت چه واژهي مسخرهاي ميتونه باشه. آخه برزيل چه رقابتي با مالديو ميتونه داشته باشه؟
پدرام: ولی من اینطور فکر نمیکنم. به نظرم هر دو گروه کارشان را خیلی خوب بلدندو آن قدر تجربه و توانایی دارند که راحت بازی را نبازند. ضمن اینکه شرق به هرحال احمدغلامی را دارد که غیرقابل پیشبینی است و معمولا کسی نمیتواند دستاش را بخواند.
آرمان | May 3, 2007 10:59 PM
البته مثل اين که بخش بزرگی از تيم اقتصادی شرق، همچنان توی شرق میمونن. فکر نکنم خيلی شبيه به رقابت برزيل با مالديو باشه.
در ضمن شرق میتونه تا مدتی نون اعتبار گذشتهاش رو بخوره
بهرنگ | May 4, 2007 2:59 AM
ببين رفيق ، شوما كلا روزنامه موزنامه روبيخيال شو !!! ميدوني واسه چي ؟ چون وقتي آدم واسه جلب رضايت سردبير و پشتبدش هم پول و اين صوبتها مقاله و گزارش بنويسه و [...] شعر تحويل ملت بده ، همون بهتر كه ننويسه و همون بهتر هم كه روزنامه اي در كار نباشه
حالا پاشو باهم ديگه بريم يه چرخي تو شهر بزنيم و چند تا آهنگ توپ هم از زانتانا(!) در جوار هم گوش كنيم تا ببينيم كه خدا چي ميخواد
دكتر عباس پارتيزان | May 4, 2007 3:22 AM
بدون تردید بازی را شرق جدید الاحداث بدون قوچانی می بازد.من هم میهن می خوانم چون مطمئن هستم روزنامه قوچانی خیلی جدی تر خواهد بود.
رضا | May 4, 2007 3:34 AM
غلامی سال هاست چیزی در چنته ندارد.با رفتن قوچانی و یزدانی خرم وآزرم و منتجبی و خجسته و ...آنها مشکل وحشتناکی خواهند داشت.باید شکست غم انگیز غلامی و شرق را تماشا کرد.
حسین پور ثانی | May 4, 2007 3:38 AM
عجب!
آروین | May 4, 2007 5:30 AM
خیلی خوب شد. حالا آقای خدابخش شاید بره تو فکر که نه بابا، فقط با پول نبود که روزنامه درمیومد. یه بدبخت بیچاره هایی هم بودن که به فکرشون فشار میاوردن و از بد روزگار سرمایه دار نشدن. شاید بره تو فکر ببینه چی به سر اینا آورده که با وجودی که سر شرق جون میدادن، حالا سر رفتن از شرق رقابت میکنن. در ضمن در جواب اقای نقیبی بگم که مغز متفکر شرق و کسی که ایده های شرقو به امثال غلامی دیکته میکردن، دیگه نیستن. گروه اقتصادی و گروه ورزش خوب زیاده. مهم اندیشه و فکر و سردبیر خوبه.......
سمیرا | May 4, 2007 10:29 AM
متشکرم پدرام جان. عنوان مطلب چطور بود؟ شاید بی ربط باشد. همین طوری به ذهنم رسید. قربانت. به امید دیدار
احسان | May 4, 2007 11:16 AM
حالا این خبر ها که خوشحال کننده است اما من پیشنهاد می کنم مجله شهروند امروز را هم بخوانید !!!
bamdad | May 4, 2007 11:44 AM
آقای رضاییزاده، به نظرم حق با شماست؛ دوره شرق دیگر تمام شده است و حالا همه هممیهن را میخوانند. شرق با محمد قوچانی معنا داشت؛ وگرنه احمد غلامی و رسائل و مهدوی که مغز متفکر نیستند. راستی شنیدهام آقای نقیبی قرار است صفحهای را که قبلاً آقای آزرم چاپ میکردهاند اداره کند، راست است؟
پدرام: راستش فکر کنم اگر خسرو خودش در این باره حرف بزند بهتر باشد. من سعی کردم در یادداشتم خیلی به جزییات نپردازم، چرا که بههرحال ممکن است تا روز آخر خیلی چیزها تغییر کنند...
مرتضا امیری | May 4, 2007 12:09 PM
آقای نقیبی! اسامی زیر همان غیر این ها هستند که شنیده ام در هم میهن ساکن شده اند(منظورم غیر اسامی ای است که آقای رضایی زاده نوشته است): مهران کرمی، فرید مدرسی، محمد رهبر، میتن غفاریان، علی معظمی، نیما حسنی نسب، سعید ارکان زاده، احمد زید آبادی، حامد یوسفی و ...
این را هم بگویم که شرق با ایده های آقای قوچانی تبدیل به شرق شد، بنابراین هم میهن قطعا روزنامه جدی تری خواهد بود.
آقای نقیبی! شهروند امروز هم همان تیمی است که شرق دیروز را درمی آورد، آیا در کیفیت شهروند امروز شک دارید؟ در ضمن شما که اصلا جزو شرق دیروز نبودید، چرا این وسط کاسه داغ تر از آش شده اید؟ بنشینید به تماشای هم میهن
خواننده هم میهن | May 4, 2007 12:46 PM
آقای نقیبی!
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف!!!!!
اصغر | May 4, 2007 12:56 PM
جالبه.بدون اينكه اشارهاي كرده باشم مالديو كدومه و برزيل كدوم، تفسير دوستان اين بوده كه همميهن برزيل و شرق مالديوه. خب لابد يه چيزهايي هست ديگه:)
arman | May 4, 2007 2:22 PM
ایول پدرام ناتور. روشنفکر هیچ وقت با هیچ کس تعارف ندارد. روشنفکر انتقادی این طور است. روشنفکر خرده بورژوا که همیشه در حال باز کردن درب نوشابه است. ارادت برادر.
حمیدرضا | May 4, 2007 2:59 PM
خدا را شکر که در شرق جدید خبری از محمد قوچانی نیست شور اش را در آورده بود دیگر در روزنامه به غیر از مطالب ساسی چیز دیگری نمی شد پیدا کرد صفحه ادبی سیاسی ترین مصاحبه شجریان صفحه ورزشی علی دائی و سیاست صفحه جامعه همین طور...در اوج وقایق مهم ادبی تیتر نه چندان مهم سیاسی می زد
آرش فرخ زاد | May 4, 2007 4:20 PM
مهم کار فرهنگی و اجتماعی خوب است نه اسم روزنامه .
محمد مرتضوی | May 4, 2007 5:43 PM
سلام ، خوشحالیم دوباره میخوانیمش. خارج از کشور هم که بودیم سایتش رو میخواندیم و لذت میبردیم . موفق باشید .
شکوه | May 4, 2007 6:23 PM
بازگشت قوچانی رو باید به فال نیک گرفت
ماکان | May 4, 2007 7:52 PM
هیچوقت شما را در دفتر شرق ندیده بودم ولی ظاهرا دلتان برای شرق میتپد و میسوزد. دل ما همینطور است. ما هم از اینکه قرار نیست مهدی یزدانی خرم و محسن آزرم و لیلا نصیریها را در شرق ببینیم ناراحتیم. ولی امیدواریم هم میهن روزنامه خوبی شود. من خسرو نقیبی را هم یکی دو بار بیشتر در شرق ندیده ام ولی ظاهرا او هم شرق را دوست دارد و شرق بدون محمد قوچانی را بیشتر میپسندد. نقیبی عضو تحریریه شرق نبوده و حالا به جای محسن آزرم میاید. نه اینکه دلمان برای آزرم تنگ نشود، ولی خسرو را هم دوست میداریم. هرچند امیدوارم احمد غلامی که همیشه ذکاوت و خردمندی اش تحسین برانگیز است یزدانی و آزرم نصیریها را به شرق برگرداند.
عضو تحریریه شرق | May 4, 2007 8:13 PM
پدارم جان کارهایت را دنبال می کنم . این کار هم خوب است ولی این دوستان نه تو رو بازی می دن نه منو . خواهیم دید. بازنده نه غلامی است نه قوچانی یا یزدانی خرم . بازنده ماها هستیم که هیچ پشت و پناهی در جناح های حکومت نداریم.
سمانه | May 5, 2007 1:21 AM
تاسف برای مدیران شرق که نخبگان خود را از دست دادند و حالا باید افسوس نداشتن آن ها را بخورند. بعید می دانم شرق بیش از یک ماه قدرت رقابت با هم میهن را داشته باشد، از دست غلامی خسته و رسائل[...] کاری برنمی آید.
ساسان | May 5, 2007 2:11 AM
خسرو جان بحث رویداد را مطرح کردی مهم تیراژ است . البته دوستان از شرق به اعتماد رفته همیشه با تبختر می گویند ما تیراژ را سه برابر کردیم اما من اطلاع دقیق دارم که تیراژ اعتماد اکنون 30 هزار تاست ، یعنی 70 هزار تا کم تر از شرق . محمد قوچانی در شرق یک آدم نبود ، یک دنیا ایده بود . چرا از این ایده های درخشان شرقی در اعتماد خبری نیست ؟ رویداد یک مشت مقاله است که کشکول وار گاه با موضوع های نامناسب انتخاب شده کنار هم نشسته است . بعد هم قضیه این است که سه روزنامه مهم ادب و هنرش دست یک باند است ، باند احمد غلامی و این خیلی مسخره است . آن ها هرکه را بخواهند نویسنده می کنند و هر که رانخواهند نه . اشتباه بزرگ محمد قوچانی استفاده از تیم غلامی در ادب و هنر روزنامه اش است . انصافا آدم های {...}
پدرام: بخش پایانی کامنتتان را حذف کردم. توهین نکنید به دیگران لطفا!
سیروس بندری | May 10, 2007 7:32 AM
اگه می دونستم مطلب باید تایید بشه نمی ذاشتم چون می دونم تایید نمی شه . آخه ضمن تعریف قوچانی گیری هم به رفقای خودت داده بودم. من مطمئنم که یزدانی خرم و آزرم و بقیه با اجازه غلامی رفتند شرق . حرص به دست آوردن همه تریبون ها و تک صدایی کردن ادبیات را دارد این غلامی . خودش نشسته و نوچه هایش را تقسیم کرده و گفته کی بره کجا!
پدرام: دوستانی که نامشان را آوردهای به هممیهن رفتهاند و نه شرق. در مورد بخش دوم کامنتتان اما: گیرم همین طور باشد که شما نوشتهاید-که البته به نظر من اینگونه نیست- چرا بقیه جز گله کردن و تهمت زدن و توهین به این گروه، پاپیش نمیگذارند و «کار» نمیکنند؟
سیروس | May 10, 2007 7:37 AM
منظورم هم میهمن بود برادر درست است . مرسی که کامنتم را منتشر کردی . راستی آن بخش هم توهینی نداشت . نمی شه درباره رفققای خودت از گل بالاتر گفت . ولی خدایی اش قبول داری که ادبی و هنر 3 روزنامه را یک نفر داردمدیریت می کند و این بد است . آخر مگر آدم قحطی است؟
سیروس بندری | May 11, 2007 12:00 AM
تا آن جايي كه من مي دانم يزداني خرم به خاطر اختلافات عميق با غلامي از او و شرق جدا شده.
پدرام: مطمئن باشید که این طور نیست دوست عزیز.
يك آشنا | May 11, 2007 6:56 PM
اين آقاي سيروس بندري كيست كه به همه بد و بيراه ميگويد؟ پشت اين اسم چه كسي پنهان شده است كه نميخواهد قد كوتاهش را ببينيم و متوجه لكنت زبانش شويم؟ نميدانم چرا از اين ماجراها بوي حسادت و كينه بيرون ميايد. يعني اينقدر كم مايه هستيد كه فكر ميكنيد اين سه گروه يكي هستند؟ اگر گوش نداريد, اقلاً چشم داشته باشيد. آقايان غيرمحترم سعي كنيد انسان باشيد و اينقدر حقارت خودتان را به رخ ما نكشيد. شما مالك بلامنازع لي لي پوت هستيد.
آقا كمال | May 12, 2007 6:45 PM
مشكل اصلي ما جماعت ايراني نا هنجاري هاي فرهنگي است كه در ريز تريت رفتارهاي فردي نفوذ كرده است. همين كه گروهي نشستن و جنگي خونين را بين دو روزنامه مي طلبند و عده اي را فاقد توانايي و گروهي را خداوندگار معرفت فكري در زمين مي دانند بهترين مثال براي وجود بيماري فرهنگي است. ما يا {...} و امثال جماعت انصار حكومت را، بايد تحمل كنيم يا مجبوريم تركه تنگ نظري هاي نيروهاي بي فرهنگ با اشتغال فرهنگي را به جان بخريم. چاره اي هم نيست چون اينجا ايران است و داراي سابقه اي چند هزار ساله در اين گونه رفتارها. راستي اگر اينجا هم مثل ژاپن و بسياري از كشورهاي توسعه يافته مخاطبان ميليوني براي روزنامه ها وجود داشت و هر روز چند روزنامه با تيراژ چند ميليوني راهي كيوسك مي شد ما چه كثافت كاري هايي را در رفتارهاي خو متحمل مي شديم؟ حتما آن موقع توقع داشتيم براي شيرن تر شدن كار، قوچاني و يا شايد غلامي در استاديوم آزادي به سبك روميان قديم با هم مي جنگيدن. فراموش نكنيم كه در اينجا و در بهترين حالت يك روزنامه تا چهارصد هزار تا تيراژ دارد و همه مي دانند كه بيش از نيمي از مخاطبان همشهري آن را براي آگهي خريداري مي كنند. پس خواهشا تا اطلاع ثانوي زياد جو گير نشويد.
رضا | May 13, 2007 1:12 AM
این آقای سیروس بندری قطعا یکی از شکست خورده های ادبی است که به دنبال مقصر شکست هایش می گردد. زیاد جدی اش نگیرید.
حسین | May 13, 2007 1:58 AM
سلام امیدوارم هم میهن و شرق هر دو بتوانند موفق باشند مهم اینه که نترسی و مقاله خوب بنویسی .. درسته که قوچانی با این سن کم یکی از نوابغ ایران در زمینه روزنامه نگاری ولی همش قوچانی و عطریانفر نمیشه ... شرق را هر کس به خاطر یک بخشش می خرید این اواخر که بخش ها جدا شده بودند خیلی ها به خاطر ورزش و اقتصاد اونه می خریدند به هر حال با توجه به اینکه دو هفته نامه شهروند امروز و هم میهن و شرق اینا همش به نفع جامعه روزنامه نگاری تموم میشه .امیدوارم اینا که همش به رفسنجانی و کارگزاران نزدیکند روزی برسه که شاهد بازگشت مشارکت و خرداد و فتح و عصرآزادگان و صبح امروز باشیم
قاسم | May 13, 2007 11:18 AM
آقا من نه شاعرم نه نویسنده! نه روزنامه نگار !فقط وبلاگ نویسم . بببینید خدا وکیلی حرفم غلطه ؟ می گم خیلی بده که مدیریت ادب و هنر سه روزنامه با یک نفر باشه ؟ این تک صدایی که می گین یعنی چی؟ مگه شورای نگهبان چهخ می کنه ؟
من خواننده شرق بودم و الان هم مخلص همه بروبچه های این روزناتمه ها هستم اما غلامی و دار وددسته اش یک جا باید باشن بقیه دارد و دسته ها هم هرکدوم یک جا تا یک کم رقابت باشه و بقیه هم دصاشون شنیده بشه . این بده ؟ این یعنی عقده ؟
سیروس بندری | May 14, 2007 10:31 AM
در ضمن سیروس بندی اسم واقعی است اما می تونم قسم بخورم که دو سوم این بچه هایی که این جا نوشتن و از جمله همین آقا کمال از بچه های غلامی اند ! نمی گم شرق می گم غلامی
سیروس بندری | May 14, 2007 10:33 AM
سلام پدرام من دوروزه كه عفونت ريوي گرفتم و حالم خيلي بده دلم براي تو و بقيه بچه ها تنگ شده . به غلامي و محمودان سلام برسون باي باي
Anonymous | December 13, 2007 1:37 AM