« آدم گم شده بود | صفحه‌ی اصلی | بازهم «...» »

گریز از خانه پدری

April 6, 2007

خانه اینجا ارزان است، برای کسی هم مهم نیست که مجردی، چرا می‌خواهی تنها زندگی کنی یا خانه‌ی به این بزرگی را برای چه می‌خواهی. همین است که اینجا خیلی وقت است آماده‌ی زندگی است و من آن بیرون هنوز میان بنگاه‌های مسکن و صفحات روزنامه‌ی همشهری سرگردانم و جایی را پیدا نکرده‌ام که بشود اسمش را خانه گذاشت.
وبلاگستان زبان فارسی، پدرام رضایی‌زاده گزارش می‌کند، ناتور حالا خانه دارد!

پ.ن: ممنونم از حمیدرضا‌ی عزیز که کارش نیازی به تعریف ندارد و مثل همیشه به من لطف داشت و ممنونم از سید خوابگرد که یک‌سال میزبان من بود و تحملم کرد.



نظرها

هی ! مثل این که یه خبرهای خوبی داره اینجا اتفاق می افته :))

وبلاگه؟

آقا مبارکه ;-)
چه وبلاگ قشنگی!

خوشحالم که برگشتی پدرام عزیز.

هيچی نمی تونم بگم جز جمله معروف ضدديالکتيک و بدون سوتکستی که بعضی از قديمی ترهامون خيلی استفاده می کنن: خيره ايشالا!

البته اين برفی که من می بينم (ماجرای کارگرا رو می گم) می شينه! حالا ببين من کی گفتم حاجی!
:))

با مهر
نيما

خوشحالم که برگشتی رفیق.

آقا مباركه!
خوشحالم كه دوباره می‌نويسی...

مبارکه :)
بابا دات کام ;)

مبارکه آقا
خوب شد که سودارو منضم شد به کتابلاگ که ما لینکتون رو ببینیم و بفهمیم که باز روز از نو و...
اینم یه چیزیه تو مایه های ignor دیگه نه؟
باقی حرفا هم که حرف مفته...
ایشاللا به خوشی و خوش خلقی!

مبارکتون باشه به شدت!
دلمون واسه این صفحه خاکستریه تنگ شده بود!

سلام. ممنون برای کامنت تان و تصحیح لینک وبلاگ. من یک مدتی فکر می کردم که دیگر نمی نویسید ... چقدر از دنیا بی خبرم!

تو الان خودتی که برگشتی؟!!!
آفرین کار خوبی کردی. مبارکه :))

بابا عجب تعطیلات عجیبی بوده این نوروز هشتاد و شش. همه متحول شدن.

آقا مبارک باشه

چه خوب که باز اینجا رونقی می گیرد. خوشحالم شدید!

:)
ذوف زده شدییییم!

دوربین مخفیه ؟!!
من یکم خوشحالم :)
!

تبریک می گویم- هم سال نو را هم شروع مجدد کارتان را. این صفحه از معدود صفخه هایی است که لااقل یک کم با زندگی مان فرق می کند. موفق باشید.

خوشحالم برگشتی. دات کام شدن هم مبارک :)

سلامپدرام.مبارکه آقا

پدرام عزیز، تبریک!

آخ ... من شادم ... شاد . مبارکه ... ماندگار باشی

پس راستی راستی خودِ خودتی :))

تبریک ناتور گرامی! تبریک برای استقلال،تبریک برای خانه نو در بهار نو...

ای میل که نمی‌زنی خبر بدی آقا پدرام. خودم باید پیدات کنم. خوشحالم که هستی.

تبریک می‌گویم پدرام عزیز. دلمان حسابی هوای دلتنگی‌هایت را کرده بود. خوش بازآمدی.

چه عجب اين كامنتدوني فعال شد. خوش آمديد دوباره

مبارکه.بهتر از این نمیشه.

آمدم که بگویم اگرچه مدتهاست خودم از فضای وب دورم اما بازگشت هرآشنایی خوش است. و دیگر این که آن یادداشت قبلی در باب ادبیات و وب و سنت و چند صدایی بسیار دلنشین بود و بجا. امید که...

صل علی محمد بوی سلینجر آمد ...اقا هی برو هی بیا هی ما بیکار ها رو خوشحال کن البته از اومدنت که رفتنت خوشی خاصی در پی نداره ایشالاهه خونه خودت رو دیگه نزنی درب و داغون کنی برادر

سلام
مبارکه. خوشحالم آمدید دوباره.دلم برای نوشته ها تنگ شده بود. ان شاءالله خانه جدید بدون دل تنگی!
ولی چه بی خبر؟ کاملا اتفاقی فهمیدم!

پدارم عزیز خوشحالم که دوباره اینجا رو پر از نوشته هات می بینم. دوست من به قول فیلم ده ما اومدیم که گاهی بدست بیاریم و گاهی از دست بدیم. همینه زندگیمون...

سلام . خوبی؟
چه خوب کردی برگشتی . :)

خوبه......چی میگن این موقع ها...آها مبارکه!

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)