بازهم «...»
بعضی حرفها توی هیچ داستانی پیدا نمیشوند، از وسط هیچ سکانس و فریم و بومی هم نمیشود کشیدشان بیرون، مال خودِ خودِ اینجا هستند. که یکشب بیایی و ندانی چه مرگت است و هی بنویسی و هی پاک کنی کلمههای خیس را و هی داد بزنی و بیخواب بشوی و ندانی که تا صبح با این تلخی مزمن چه باید بکنی.
بعضی حرفها...
لينک مطلب |
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- تفنگهای دستهنقرهی سروش روحبخش
شما چیهاتان را هیچ وقت پس نگرفتید؟
- اینجا خاورمیانه است
پوریا عالمی
- لغو مجوز ایراندخت
و توقیف «اعتماد»
- پرتره به شفق رسید.
نقد و بررسی مجموعه داستان امیرحسین یزدانبد
- تعطیلات
پاگرد


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)