سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« تماشای یک رویای تباه شده | صفحه اصلی | گریز از خانه پدری »
آدم گم شده بود

مجموعه داستان «حوا در خیابان»، فارغ از آنکه بدانیم جدیدترین مجموعه داستان چه کسی است و در قیاس با آثار پیشین نویسندهاش حرکتی رو به جلو به حساب میآید یا نوعی عقبگرد، توانایی فوقالعادهای در جذب مخاطب دارد. اینکه نویسندهای بتواند در تعدادی از داستانهایش با دستمایه قرار دادن موضوع – به قول دولتمردان- زنان ویژه ( و نه الزاما زنان خیابانی) و حاشیههایش، نه تنها در ورطه ابتذال نیافتد و از تنگنای ممیزی کتاب – البته نه تمام و کمال- به سلامت بگذرد، که برای مخاطب نیز حکم صفحات حوادث روزنامههای زرد را نیابد، به خودی خود میتواند نشان دهنده موفقیت نسبی نویسنده در برخورد با یک موضوع گسترده، جذاب و در عین حال خطرناک باشد. فرزانه کرمپور پیش از این در داستانهای کوتاهاش نشان داده است که توانایی غیرقابل انکاری در فضاسازی، ارایه تصویرهای گویا از موقعیت های پیچیده و انتخاب درست بزنگاههای داستانی دارد. در مقابل مخاطب آثار کرمپور در این سالها فهمیده است که در جهان داستانی کرمپور شخصیت پردازی و کنکاش در درون شخصیتهای داستانی و یافتن لایههایی از روانشناسی و حتی جامعه شناسی آنچنان که موقعیت داستانی و جزییاتش اهمیت دارند، مورد توجه قرار نمیگیرند. از ویژگیهای داستانهای کرمپور یکی این است که نویسنده از پرگویی و پراکندهگویی خودداری می کند، به بازی های فرمی و زبانی علاقه ای ندارد و داستانهایش معمولا اگر نه خطی و منظم اما روشن و صریحاند و در جهت گیج کردن خواننده پیش نمی روند. داستانهای این مجموعه اغلب یک لایهاند و کم پیش میآید که کنکاش ذهنی خواننده منجر به پدیدار شدن لایههای تازهای در داستان بشود. کرمپور در داستانهایش از وارد شدن به روابط آدمها و نمایش عمق و چگونگی آن پرهیز میکند، در استفاده از دیالوگ در داستان هایش خست به خرج میدهد و داستانهایش اصولا دیالوگ محور و شخصیت محور نیستند و بر پایه تصاویر دقیق و موقعیت های جذاب و تکان دهنده بنا شده اند. با این حال گاه- و شاید تنها در داستان بسیار موفق «راهرو»- در کنار موقعیت داستانی، شخصیتهای داستانش را نیز همپای دیگر عناصر داستان میپروراند.
دلبستگی نویسنده به راوی دانای کل و همچنین نظرگاه عینی وساختن صحنه داستان و ذکر و توصیف دقیق جزییات را در مجموعههای پیشین کرمپور هم دیدهایم و ترکیباش با فضاهای رئال و حتی سورئال را ؛ گرچه به کارگرفتن چنین شیوهای و لحن خونسرد راوی و نگاه خنثی دوربین - خاصه در این مجموعه و مضامین خاصش- «حوا در خیابان» را به سلامت از مرز میان پاورقی نویسی و ادبیات متعالی میگذراند ، اما افراط در به کارگیری این نظرگاه و درکنارش خالی کردن داستان از روح و حس، داستان هایی مکانیکی و فضاهایی به غایت سرد و بیروح را پدید میآورد که می تواند هر داستانی-حتی داستان هایی که از غنای تکنیکی بهره میبرند- را محکوم به شکست کند. شاید زبانی صمیمیتر، یا حتی آن چنان که در «راهرو» میبینیم، کمی شاعرانگی پنهان و طنازی بتواند فضاهای ماندگارتری را در ذهن خواننده بسازد، شاید...
تمام داستانهای این مجموعه، حتی سورئالترینشان- مثلا داستان «کوچه پر از آفتاب»، مانند بیشتر داستانهایی که تا امروز از کرمپور خواندهایم نمایانگر دغدغه های اجتماعی نویسنده و نگاه خاص او به اجتماع هستند. با این حال من داستانهای این مجموعه را به دو بخش تقسیم میکنم و طبیعی است، آن چنان که در چند خط اول گفتم، معیار تقسیمبندیام پرداختن یا نپرداختن به مضمون زنان ویژه باشد.
اگر پذیرفته باشیم که نویسندگان ما – غالبا مردان و تا حدی هم زنان- در تمامی این سالها مدام در حال تکرار زنان لکاته و اثیری در آثارشان بودهاند و کمتر برخوردهایم با نویسنده ای که چنین قالب از پیش تعیین شدهای را بشکند و تصویری فراتر از این دو به ما بدهد، بیشک زنان داستانهای «حوا در خیابان» برایمان تازگی خواهند داشت. با این حال در داستانهای این مجموعه این بار مردان جایگزین زنان فوق شدهاند( از منظری کلی و با در نظر گرفتن محدودیتها البته!) و نگاه نویسنده به شخصیتهای مرد و دستهبندیشان حد وسط و تازه ای ندارد و دربرگیرنده همان کلیشه های معمول است. اشکالی اگر به نویسنده وارد باشد به باورم در این حوزه است و متهم کردن نویسنده به داشتن نگاه خصمانه و یکسویه به مردان و وارد کردناش در بازیها و شوخیهای فمینیستی بیشتر از آنکه منطقی و باورپذیر به نظر آید نشان دهنده عدم درک داستانهایی است که راوی دردهای زنانی است که مشخصا از مردان ضربه خوردهاند و در برزخی طولانی و تمام نشدنی گرفتار شدهاند(مانند پنج داستان اول مجموعه که مضمونی خاص دارند). این حق طبیعی – و البته مسلم!- نویسنده است که نوع نگرشش به شخصیتهای مرد و زن داستانهایش را خود انتخاب کند و دوره بحثهای مرتبط با ادبیات مردانه وزنانه - به آن شکل سنتی و با نگاهی صرفا جنسیتی- مدت ها است که سرآمده است؛ گرچه چندان هم غیرطبیعی نیست اگر خوانندهای در پایان- و مثلا بعد از خواندن داستان«لحظه»- از خودش بپرسد که: واقعا این مردها چرا این قدر عصبیاند؟!
داستانهای مجموعه «حوا در خیابان» تفاوتهای چشمگیری -چه در ساختار و چه در درون مایه- با داستانهای پیشین کرمپور دارند. کرمپور همچنان در انتخاب مضامین تازه و پرکشش موفق است؛ از نظر ساختار نیز «حوا در خیابان» گرچه در ظاهر تفاوت چندانی با داستانهای پیشین نویسندهاش ندارد، اما کرمپور برخلاف گذشته تلاش کرده است تا در این مجموعه ذکر دقیق جزییات، فضاسازیهای موفق و تصاویر متعدد، میان روایت و خواننده فاصله نیاندازد و روح اثر را از بین نبرد. فکر میکنم بتوان داستانهای «کارت دعوت» ، «راهرو» ، «سالن تست پرنده» ، «کسی نباید بفهمد» و «چراغ خطر» را موفقتر از دیگر داستانهای این مجموعه دانست.
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)