آدم گم شده بود


Havva.jpg
مجموعه داستان «حوا در خیابان»، فارغ از آنکه بدانیم جدیدترین مجموعه داستان چه کسی است و در قیاس با آثار پیشین نویسنده‌اش حرکتی رو به جلو به حساب می‌آید یا نوعی عقب‌گرد، توانایی فوق‌العاده‌ای در جذب مخاطب دارد. اینکه نویسنده‌ای بتواند در تعدادی از داستان‌هایش با دست‌مایه قرار دادن موضوع – به قول دولت‌مردان- زنان ویژه ( و نه الزاما زنان خیابانی) و حاشیه‌هایش، نه تنها در ورطه ابتذال نیافتد و از تنگنای ممیزی کتاب – البته نه تمام و کمال- به سلامت بگذرد، که برای مخاطب نیز حکم صفحات حوادث روزنامه‌های زرد را نیابد، به خودی خود می‌تواند نشان دهنده‌ موفقیت نسبی نویسنده در برخورد با یک موضوع گسترده، جذاب و در عین حال خطرناک باشد. فرزانه کرم‌پور پیش از این در داستان‌های کوتاه‌اش نشان داده است که توانایی غیرقابل انکاری در فضاسازی، ارایه تصویرهای گویا از موقعیت های پیچیده و انتخاب درست بزنگاه‌های داستانی دارد. در مقابل مخاطب آثار کرم‌پور در این سال‌ها فهمیده است که در جهان داستانی کرم‌پور شخصیت پردازی و کنکاش در درون شخصیت‌های داستانی و یافتن لایه‌هایی از روان‌شناسی و حتی جامعه شناسی آن‌چنان که موقعیت داستانی و جزییاتش اهمیت دارند، مورد توجه قرار نمی‌گیرند. از ویژگی‌های داستان‌های کرم‌پور یکی این است که نویسنده از پرگویی و پراکنده‌گویی خودداری می کند، به بازی های فرمی و زبانی علاقه ای ندارد و داستان‌هایش معمولا اگر نه خطی و منظم اما روشن و صریح‌اند و در جهت گیج کردن خواننده پیش نمی روند. داستان‌های این مجموعه اغلب یک لایه‌اند و کم پیش می‌آید که کنکاش ذهنی خواننده منجر به پدیدار شدن لایه‌های تازه‌ای در داستان بشود. کرم‌پور در داستان‌هایش از وارد شدن به روابط آدم‌ها و نمایش عمق و چگونگی آن پرهیز می‌کند، در استفاده از دیالوگ در داستان هایش خست به خرج می‌دهد و داستان‌هایش اصولا دیالوگ محور و شخصیت محور نیستند و بر پایه تصاویر دقیق و موقعیت های جذاب و تکان دهنده بنا شده اند. با این حال گاه- و شاید تنها در داستان بسیار موفق «راهرو»- در کنار موقعیت داستانی، شخصیت‌های داستانش را نیز همپای دیگر عناصر داستان می‌پروراند.

ادامه "آدم گم شده بود"


« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »