« حکم ما را چه کسی می‌دهد؟ | صفحه‌ی اصلی | پشت این پنجره‌ها... »

...

December 18, 2006

لذت این روزها،
«ها کردن»
- چیزی شبیه تمام دلخوشی‌های کوچک و
ابلهانه‌ی دیگر دنیا.



نظرها

"در این روز بی امتیاز تنها مگر یکی کودک بودن." چه قدرها چه قدر حس خوب و
آشنا داد به من این پست کوچیک و شاهکارت...چه همه دوستم با این پدرام..."ها
کردن"...چه قدر حرفای از جنس همین "ها کردن" بود که حالا فرار کردن از خوشی
وا شدن در بسته ی کامنت دون! اگه می دونستی چه حس متناقض بغض آلود کودکانه
ی عمیقی داد به من همین دو جمله و چه قدر سرشار کرد من رو... ذوق زده به
نظر میام نه؟!

عجب داستانی است این ها کاردن. بهترین متنی است که از هوشمندزاده خوانده ام.

خیلی سعی می کردم واسه پست قبلت یه چیز بگم که دلت وا شه ... از اونا که
گاهی یکی پیدا می شه به آدم می گه همین جور یهویی . نشد ولی ... این یکی
اما ... هوووم عالی بود

سلام پدرامجان وبلاگ جالب دارید من به شما لینک دادم ممنون میشم که به من
لینک دهید

ها کردن ای کاش همه‌ی دلخوشی‌های ابلهانه‌ی دنیا به همین اندازه بی‌آزار بود!

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)