« همینجوری! | صفحهی اصلی | حکم ما را چه کسی میدهد؟ »
و چقدر این قصه تکراری است
این روزها
تمام شدن و ناتمام رفتن هم حال و
هوای خودش را دارد!
پ.ن بیربط: روزهای اول فقط یک کنجکاوی ساده
بود، ولی حالا شده است یک عادت.چند روزی است که ترافیک چمران بهانهی خوبی
شده برای اینکه گوشم را بدهم به دست فاطمه صداقتی و برنامهی
href="http://www.khabgard.com/?id=1163796479">«جوانی به وقت
فردا». شاید بعدا دربارهی این برنامه و اجرای قابل
قبول گوینده-مجریاش( که به نظرم خیلی خوب از پس کارش بر آمده است) بیشتر
نوشتم، اما امروز به سرم زد که چند خطی اینجا بنویسم و بگویم
آدمی که چند سالی است رابطهاش با رادیو محدود شده است به
پیامهای ترافیکی رادیو پیام و سرک کشیدنهای گاه و بیگاه
شبانه به رادیو فرهنگ، چند روزی است که ساعت خروج از محل کارش را طوری
تنظیم میکند که برای چند دقیقه هم که شده گیر این جماعت کار درست «جوانی
به وقت فردا» بیافتد.
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)