سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« سالهای سگی | صفحه اصلی | و چقدر این قصه تکراری است »
همینجوری!
از قدیم گفتهاند آب هرچه کثیفتر و تیرهتر و گلآلودتر
باشد، تور ماهیگیری بعضیها هم سنگینتر میشود.
چند روزی است به
این موضوع فکر میکنم که چرا تعداد قابل توجهی از این به اصطلاح مدافعان
حقوق زنان که خوشبختانه تعدادشان هم در فضای مجازی کم نیست، دم
از تحریم انتخابات میزنند و از حاکمیت -به قول خودشان-
یکدست حمایت میکنند؟
بعد هم یادم میآید که همین چند وقت پیش که
نیروی انتظامی به آن شکل عجیب و بیسابقه با تجمع آرام زنان در میدان هفت
تیر برخورد کرد، بعضی از همین دوستان چه مرثیهها سر دادند و چه
عکسها گرفتند و چه مصاحبهها ترتیب دادند و چه...
بعد دوباره یاد
میافتد که از قدیم گفتهاند...
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
;)
قصههای عامهپسند | December 7, 2006 12:00 AM
بعدش یادتان نمی آید که شاید این بدگمانی تا حدود زیادی بی انصافانه ناشی
از آنچه باشد که یکی از این به اصطلاح مدافعان حقوق زنان به سرتان آورده؟
آذين | December 7, 2006 12:00 AM
مرسي!!
فاطمه | December 8, 2006 12:00 AM
باهاتون موافقم.
ثریا | December 8, 2006 12:00 AM
ما که ماهیگیر بد شانسی بودیم از روز اول
ساز بارون | December 8, 2006 12:00 AM
کاملا درسته . نان به نرخ روز خوردن ، خوردن دارد برای بعضی ها البته... در
مورد کامنت قبلی فراموش کردم نام شاعر را بنویسم . تشکر بابت یادآوری ..
نیما | December 8, 2006 12:00 AM
اتفاقاً به نظر من بدبینی بی انصافانهای هم نیست. خیلی چیزا خیلی وقته که
تبدیل به ادا شده. لابد دربارهی حزب باد هم از قدیم شنیدین دیگه؟!
مریم مهتدی | December 8, 2006 12:00 AM
آذین جان..دختر خوب, ارزش تجربه های شخصی رو دست کم نگیر ...تو نظری غیر از
این داری؟
ليلي نيكونظر | December 8, 2006 12:00 AM
حالا چند روزي مدافع حقوق زنان بودن اشكالي ندارد... هم فال و هم تماشا
غلامرضا خسروشاهي | December 8, 2006 12:00 AM
همین شماها هستید که بی توجه به ظرفیت های مردم هر دوره بنا به دلیلی (
عشقی ، احساسی و ...) انتخابات را یا الکی تحریم می کنید یا بی خودی تشویق
. یا از این طرف بوم می افتید یا از اون طرف. بهتر نیست بعضی چیزها را
بگذاری برای خودش ؟ مگر فکر می کنید مردم چقدر اصلا به شما اعتنا می کنند
مثلا تا چه حد نفوذ داری؟ کل بازدید کنندگان وبلاگت از صدتا تجاوز نمی کند
و اظهارنظرهای میلیونی می فرمایید. کمی هم از آسمان بیایید پایین همین جا
با هم قدم بزنیم.
منصور طلیمی | December 8, 2006 12:00 AM
والله بر دیگر مخاطبان شک دارم نفوذی داشته باشد ولی ظاهرا بر شما آن قدر
نفوذ داشته است که این طور از خود بیخودتان کند. اما در مورد بازدیدکننده،
فکر میکنم زمانی که میخواستید کامنتتان را کپی و برای چند نفر پیست کنید
بهتر بود نگاهی به آمار بازدیدکنندگان وبلاگهای مورد نظر میانداختید...
پدرام | December 8, 2006 12:00 AM
به شدت با تحریم مخالفم ولی دوست من از به کار بردن آن کلمه "به اصطلاح"،
دلم گرفت. خیلی از این کسانی که از تحریم دم میزنند، مدافعان واقعی و فعال
حقوق زنانند. دلیل نمیشود که چون در یک مورد با ما اختلاف نظر دارند و
احتمالا در هزار مورد اشتراک!، از همدیگر این گونه دور شویم و خط و نشان
بکشیم...احتمال اتحاد هم به شدت پایین می آید با این رفتارها که متاسفانه
از هر دو طرف دیده میشود این روزها!
rooz... | December 8, 2006 12:00 AM
bi ensafi bodaaa
samira | December 9, 2006 12:00 AM
بیایید از اصلاح طلبی واقعی دفاع کنیم و در انتخابات به اصلاح طلبان واقعی
رای دهیم! به ما لینک بده!
جوانان اصلاح طلب واقعی | December 10, 2006 12:00 AM
ابراهیم اصغرزاده؟! :)
پدرام | December 10, 2006 12:00 AM
دیگر از جهان چیزی به یادمان نخواهد آمد چرا چرا به یادتان خواهد آمد
سارا | December 10, 2006 12:00 AM