« ... | صفحه‌ی اصلی | ورود به یک دنیای زیرزمینی »

چند روز مانده به پاییز...

November 25, 2006

حمیدرضا نجفی- Photo by: Pedram Rezaeezadeh hspace=0 src="http://www.natoor.khabgard.com/images/najafi/najafi3.jpg"
align=baseline border=0>

زبان در مجموعه‌ی باغ‌های
شنی رمز ورود به دنیای ناشناخته‌ای است که حمیدرضا نجفی برایمان ساخته
است. به قول خودش مثل این می‌ماند که وارد یک زیرزمین تاریک شده باشی
و چند دقیقه‌ای طول می‌کشد تا چشم‌هایت به تاریکی عادت کنند و
ببینی چیزهایی را که دوره‌ات کرده‌اند. شاید به همین دلیل است که
هرچه بیشتر در مجموعه‌ی باغ‌های شنی پیش می‌رویم، بهتر با
داستان‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم و بیشتر لذت می‌بریم از آنها.
با
حمیدرضا نجفی، چند روز مانده به پاییز، در کافی شاپ خانه‌ی
هنرمندان نشستیم و درباره‌ی داستان‌های این مجموعه،گلشیری و چیزهای
دیگر گپ زدیم. قرار بود آن گفت‌و گو در روزنامه‌ی شرق چاپ بشود
که نشد و بعد هم نوبت روزگار رسید که برچیده شود. حالا ولی
روزنامه‌ی اعتماد کم کم دارد همانی می‌شود که باید و این گفت‌وگو هم-
که کمی هم رنگ و لعاب گفت‌وگو های انتقادی را به خودش گرفته
است- دوشنبه همین هفته در اعتماد منتشر می‌شود.

پ.ن
بی‌ربط: کسی برنامه‌‌ی عبور شیشه‌ای را می‌بیند؟ من عاشق این برنامه
شده‌ام و حرف هایی که گاهی- و تقریبا هر شب - از دهان مهمان‌های
برنامه - که جانشان از بعضی محدودیت‌ها به لبشان رسیده و مهم تر
اینکه سرشان هم به تنشان می ارزد- در می‌رود و به دلیل زنده بودن
برنامه فرصتی برای خط قرمز کشیدن روی آنها نمی‌ماند. به
نظرم کیلومترها با صندلی داغ و سوالات کلیشه‌ای و تهیه‌کننده‌ی
محافظه‌کار و نان به نرخ روز خورش فاصله دارد و شاید همین بهترین
بهانه باشد برای دیدن این برنامه.



ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)