سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
{خواب بزرگ }
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« ... | صفحه اصلی | ورود به یک دنیای زیرزمینی »
چند روز مانده به پاییز...
hspace=0 src="http://www.natoor.khabgard.com/images/najafi/najafi3.jpg"
align=baseline border=0>
زبان در مجموعهی باغهای
شنی رمز ورود به دنیای ناشناختهای است که حمیدرضا نجفی برایمان ساخته
است. به قول خودش مثل این میماند که وارد یک زیرزمین تاریک شده باشی
و چند دقیقهای طول میکشد تا چشمهایت به تاریکی عادت کنند و
ببینی چیزهایی را که دورهات کردهاند. شاید به همین دلیل است که
هرچه بیشتر در مجموعهی باغهای شنی پیش میرویم، بهتر با
داستانها ارتباط برقرار میکنیم و بیشتر لذت میبریم از آنها.
با
حمیدرضا نجفی، چند روز مانده به پاییز، در کافی شاپ خانهی
هنرمندان نشستیم و دربارهی داستانهای این مجموعه،گلشیری و چیزهای
دیگر گپ زدیم. قرار بود آن گفتو گو در روزنامهی شرق چاپ بشود
که نشد و بعد هم نوبت روزگار رسید که برچیده شود. حالا ولی
روزنامهی اعتماد کم کم دارد همانی میشود که باید و این گفتوگو هم-
که کمی هم رنگ و لعاب گفتوگو های انتقادی را به خودش گرفته
است- دوشنبه همین هفته در اعتماد منتشر میشود.
پ.ن
بیربط: کسی برنامهی عبور شیشهای را میبیند؟ من عاشق این برنامه
شدهام و حرف هایی که گاهی- و تقریبا هر شب - از دهان مهمانهای
برنامه - که جانشان از بعضی محدودیتها به لبشان رسیده و مهم تر
اینکه سرشان هم به تنشان می ارزد- در میرود و به دلیل زنده بودن
برنامه فرصتی برای خط قرمز کشیدن روی آنها نمیماند. به
نظرم کیلومترها با صندلی داغ و سوالات کلیشهای و تهیهکنندهی
محافظهکار و نان به نرخ روز خورش فاصله دارد و شاید همین بهترین
بهانه باشد برای دیدن این برنامه.
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)