« چندگانه | صفحه اصلی | یک دختر از جان این زندگی چه می‌خواهد؟ »

...

سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵

باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید
باران
ما
من و تو
چتر را در یک روز بارانی
در یک
مغازه که به تماشای
گلهای مصنوعی
رفته بودیم
گم کردیم


«احمدرضا احمدی»