لينکده
- ابتدايیترين نياز همين بودن در جمعی همزبان است
گفتوگو با حسین سناپور دربارهی کارگاههای داستاننویسی- ایسنا
- مرگهای چهارشنبهای
خوابگرد
- موضع روزنامه کارگزاران، حمایت بیقید و شرط از مردم فلسطین است
مهران کرمی
- برای هجوم بیامان درد
مریم مهتدی
- هنوز ندانستهام...
نیکات
- در متن و حاشیهی برخی پنچریهای اخیر!
چند کلمهای در حاشیهی دومین مجموعه داستان حامد حبیبی- خوابگرد
- همهی ما، توی تنهایی کوچک خودمان پیر می شویم ...
زن روزهای ابری

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
ma khoshhalim harchand mosabebesh kheir nabood.khosh bargashti pedram jan.
leva | November 5, 2006 12:00 AM
خوشم میآد که دوستان خوب میدونن که کی باید چیکار کننها! تو خوابگرد
کامنت گذاشتم. یه پیشنهاد دادم البته! راستی...مبارکه! خوشحالمون کردی
مریم مهتدی | November 5, 2006 12:00 AM
به ماه از وقتي شعر هاي لركا رو مي خونم بيشتر دوست دارم و بازگشت تو رو هم
كه با ماه زيباي امشب همراه شذه همينطور
صبا | November 5, 2006 12:00 AM
مثل اينکه عدو سبب خير شد . از اينکه بازهم مینويسيد خوشحالم .
بازگشت | November 5, 2006 12:00 AM
ماه امشب در مي زند من هم به خونه تو سر مي زنم...به به!
ليلي نيكونظر | November 5, 2006 12:00 AM
خوش به حالتان - این روزها من هم به ماه خیلی محتاجم
انوش شاپوری | November 5, 2006 12:00 AM
ماه رو بی خیال رفیق. اینجا رو بچسب که وقت تنهایی فقط همین جا رو داری...
خسرو | November 5, 2006 12:00 AM
می دانستم بر می گردید..
آذین | November 5, 2006 12:00 AM
خوشحالم پدرام عزیز :)))
سرزمین رویایی | November 5, 2006 12:00 AM
پس بلاااااخره..تمام شد دوران نقاهت طولانی شما!! کاش خورشید سر میزد.
ایدا | November 6, 2006 12:00 AM
pedram aziz , az tahe del khoshhalam ke bargashti.va rozato bahamon
ghesmat mikoni.
elnaz | November 6, 2006 12:00 AM
سلام. مي فهمم انگار.
Maryam | November 6, 2006 12:00 AM
خوشحال شدم پدرام عزیز. زنده باد مهدی رجبی از زنجان!
خالد رسول پور | November 6, 2006 12:00 AM
استاد! حالا که به عمل رجبی نامی برگشتی امیدوارم بعد از این به حرف قلی
نامی نروی. ضمنا مهربان باشید. یادته. امروز بدجوری دلم گرفته واسه ی اون
وقت ها آقا پدرام.
حامد | November 6, 2006 12:00 AM
ساعت چند ؟
شاه رخ | November 6, 2006 12:00 AM
رفیق خوب کردی .
زیرمتن | November 6, 2006 12:00 AM
ماه امشب در می زند می گو ید سلام!
سارا | November 6, 2006 12:00 AM
خوب شد اومدی. به این می گن یک کار خوب.
حمیدرضا | November 6, 2006 12:00 AM
و تو میزبان روشنای نگاه او می شوی....
مانا مهر | November 6, 2006 12:00 AM
چه خوب که برگشتید.
نوشته های پشت شیشه | November 6, 2006 12:00 AM
اصلا امروز روز خوبی بود ... خوشحالم که بر گشتي.زیاد ... و با تشکر از
خانواده رجبی .
natordasht | November 6, 2006 12:00 AM
وبلاگ خوندن رو با وبلاگ تو شروع کردم و وبلاگ نوشتن رو هم .خوشحالم که
برگشتی...
جاده طلایی | November 6, 2006 12:00 AM
خوشحالم که برگشتی رفیق. میدونستیم خودمون زودتر داستانتو میدزدیدیم.
یه شب ِ مهتاب | November 6, 2006 12:00 AM
خیلی خوشحالم....حتی از آقای رجبی...
سمیرا | November 6, 2006 12:00 AM
دیبا علیخانی کتابی منتشر کرده؟ تو گوگل شما هم که گفتی با یه نفر دیگه
مچه..اگه منبعی داره ممنون میشم بگی.
ایدا | November 7, 2006 12:00 AM
مثل اینکه ماه که در زده بعدش هم سرزده(!) اومده توی خونهات و مشغول
مهمونداریات کرده و نمیگذاره که مستفیض کنی بلاگستان لوس و بیمعنی رو!
مریم مهتدی | November 8, 2006 12:00 AM
این رجبی رو باید تکه تکه کرد. پسرک احمق بی سلیقه. همش به کاهدون میزنه،
لعنتی!
- | November 8, 2006 12:00 AM
سلام گرامي.
آذر کیانی | November 13, 2006 12:00 AM
:))) !!!! هوراا. آقا من شرمنده م تازه الآن فهمیدم برگشتین. اما فرقی نمی
کنه. خیلییییی خوشحال شدیم
از زندگی | November 16, 2006 12:00 AM