« عیادت! | صفحه‌ی اصلی | لطفا دیگران را به اشتباه نیاندازید! »

وسوسه شو...

September 15, 2006

همه چیز خوب است.خوب است همه چیز، اگر وسوسه‌ی انکار دوست
داشتنت بگذارد؛ وسوسه‌ی نخواستن آغوشت، ندیدن دستهایت وقتی توی هوا تاب
می‌خورند، نشنیدن صدایت وقتی لبهایت را می‌چسبانی به لاله‌ی گوشم
و...وقتی نفس می‌کشی و بند می‌آید نفس من.
شاید بهتر باشد همه چیز همان
طور که هست باقی بماند، همان جور دست نخورده و باکره، مثل خاطره‌ها،مثل
خودت. نمی‌دانم، نمی‌دانم...

پ.ن: ناتور قاطی کرده، مثل من که این
درد لعنتی دست از سرم بر نمی دارد؛ مثل خوابگرد و اسپ سوارش که
معلوم نیست چه مرگشان است و مثل صاحبش
که خودش را دوباره {...} کرده و موبایل و تلفنش را جواب نمی‌دهد.
اختیار خانه‌ات که تمام و کمال دست خودت نباشد،همین می‌شود که هست...



نظرها

آدم انگار با خودش حرف بزند. انگار خیلی حرف ها نگفته خودش بر زبان بیاید.
نگران در نباش. خیلی وقت ها اگر نباشد انگار گم کرده داری. خودت هم خوب می
دانی...شاد باشی

خب مثل اینکه در عوالم دیگری سیر می کنید. پس زیاد مزاحم نمی شم. در ضمن
اگر فرمایشی ندارین بازم عازم سفر هستم. ..

متشکرم دوست عزیز.

زیاد اینجا می امدم و فقط میخواندم با احساستان و نوشته هایتان درگیر میشدم
کلامتان اشنا بود از زبان من بود ..بله!هیچگاه نظری ندادم به بیگانه بودن
با همه کس شادترم حالا که کمتر میگویید من بیشتر میایم شاید برای پیدا کردن
ثانیه هایم میان نوشته هایتان ..بنویسید کسی اینجا دور از هر بودنی منتظر
است روزهای سگی عادت میشوند باید عادت کنیم..

ای کاش من هم میدانستم که تا کی خیال نفس هایت می تواند جایگزین همه چیز
شود ؟؟ تا کی میتواند چشمهایم را ببندد , گوشهایم را کر و زبانم را لال کند
و نقاشی کند یک لبخند بر روی همه صحنه های خاک خورده این سن زده....شاید
بهتر است همین طور بماند اما...

جدی فکر میکنید همه چیز خوب است ؟ وقتی ...... بوی خب بودن نمییاید !

احساس عاشقی، هر چه بیشتر میگذرد، بیشتر میفهمم که عجب مرض لاعلاج و مزخرف
و نادری است، که هزار جور تشخیص افتراقی دارد، هزار جور تظاهرات غیر آشنا
دارد..هزار جور عملکرد آدم را مختل میکند..و بدتر از همه اینهمه نادر است و
هزار هزار آدم به خیال آنکه تجربه اش کرده اند... تازگیها میبینم که اگر با
این مرض به دنیا بیایی..خواهی نخواهی، اختیار دار خودت نیستی..و شادی دایما
از کفت لیز میخورد.... شاید بهتر باشد به جای هر کاری ژن درمانی کنیم..

از قدیم گفته اند که : زندگی همینه داداش! سخت نگیر!

سلام خوش حالم که که اینجا معرفی شده در خانه سید خان چون بالا خره اینجا
جالب است. شما هم غصه کو دک بو دنتان را نخو رید وین دایر می گو ید آن
هنگام که دیگران رفتار مرا به بچه ها شبیه می دانند می فهمم که درست عمل
کرد ه ام برای شما هم این نشانه خوبی است. اما می توانید مطلبی هم تحت
عنوان برای واولین بار در وبلاگ من ببینید موفق باشید.

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)