سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« یک روز بارانی، امامزاده طاهر (بخش دوم) | صفحه اصلی | قدم نورسیده مبارک! »
برای خودم
همه چیز باید خوب باشه، اما نیست. از یک مهمانی کوچک
اما فوقالعاده عالی برگشتهام و باید سرحال باشم و روبهراه،
مثل همه ساعتهایی که اونجا بودم، ولی دلم میخواد...
من واقعا
نمیفهمم چه مرگم شده. حالم از این وضعیت بههم میخوره. از این خستگی
مدام، از این دل به کار ندادنها، از این تن به روزمرگیها سپردن
و...
کسی این وضعیت رو تجربه کرده یا راه حلی براش داره؟ کسی دلش لک زده
برای فیل هوا کردن؟ برای رویاپردازی؟
نمیفهمم با این رویاهای لعنتی چه
کار کردهام من، نمیفهمم...
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)