سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« گفتوگو با ادبیات | صفحه اصلی | غم نان و فاحشگی هنر »
شعر که تمام میشود...
میانِ این خطوطِ پريشان در هم
به دنبالِ تو می
گردند...
پیدایت نمی
کنند،
هیچ
کجا!
هرگز!
هیچ کس نمی داند
که تو آرام ِ بی انتهای سفیدی های کاغذی وُ
بس
شعر که تمام می شود
تو شروع می شوی
«دیبا
علیخانی»
پ.ن: چند روزی نیستم، و اگر همه چیز همان طور که میگویند
پیش برود، جمعه همه چیز تمام خواهد شد.
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
امیدوارم هر چی که هست ختم به خیر بشه.
شرتو | August 26, 2006 12:00 AM
I was just a boy,dreaming of of a wild world....اینو که گوش می دم از
خودم می پرسم آیا دلیلش اینه؟ من که به عنوان یه خواننده نمی دونم شما چه
دلمشغولی ها و ذهن مشغولی هایی داری. اما این همه غم و اضطرابی که بین هم
سن های من هست دلیلش اینه؟! و چقدر رویاییه وقتی می خونه: I wish I was
sailing away....sailing away.....آخرش اگه این باشه ترسی نیست
لیلی | August 26, 2006 12:00 AM
و البته اون نمی تونه wild باشه! و حتما باید wide باشه....اما عجیب نیست
که من برخلاف اصل این ترانه به جای wide می شنوم: wild؟
لیلی | August 26, 2006 12:00 AM
اميدوارم سالم و سرحال برگرديد.
فاطمه | August 26, 2006 12:00 AM
سلام . . بعد از دو ماه آپ کردم ... . . . ... اکنون ، دیری ست ، نعش این
شهید عزیز ، روی دست ما چو حسرت دل ما ، بر جاست . امروز ، ما شکسته ، ما
خسته ، ای شما بجای ما پیروز ، این شکست و پیروزی بکامتان خوش باد . هر چه
فاتحانه می خندید ؛ هرچه می زنید ، می بندید؛ هرچه می برید ، می بارید ؛
خوش بکامتان اما ، نعش این عزیز ما را هم به خاک بسپارید. (2) حتما بهم سر
بزن ... یا حق
میثم | August 26, 2006 12:00 AM
نمی دونم کجا میری و چی قراره تموم بشه ولی حدس می زنم که یه چیزیه در مورد
بیماریت و عمل و اینا که گفته بودی! امیدوارم سالم و سلامت برگردی به هر حال.
روزهای بی خاطره | August 26, 2006 12:00 AM
به سلامت آقا ... فوووووت .
ناتوردشت | August 26, 2006 12:00 AM
شدیدا منتظرم که سالم و سر حال از زیر تیغ جراحی در بیایید.اگر عمری بود و
ا ز این شهر دود زده خارج نشده بودیم حتما با کمپوت میایم عیادت.
مريم مهتدی | August 26, 2006 12:00 AM
چی؟ تیغ جراحی؟ چرا آخه؟
saltarello | August 27, 2006 12:00 AM
بالاخره قرار شد عمل بشی؟ ایکاش یه توضیحی میدادی..
Samira | August 27, 2006 12:00 AM
خدایا !این خوابگرد مارا هر کجا هست به سلامت دارش.
leva | August 27, 2006 12:00 AM
امیدوارم جراحی آنجایت به خوبی انجام شود و آن کیست لعنتی هم شرش کنده شود
و خلاص شوی از این بیماری نادری که گیرش افتادهای.
:::: خوابگرد | August 27, 2006 12:00 AM
man hafteye digeh defaiyeh daram va badesh digeh daneshgah nemiam va
dasresi be net nadaram. amma omidvaram to be kheyro khoshi bargardi va
hamisheh bashi..
matin | August 27, 2006 12:00 AM
hava dare khoob mishe kam kam
amin mansouri | August 27, 2006 12:00 AM
hshala hame chiz be khoobi tamoom she
nakisa | August 27, 2006 12:00 AM
امیداورم همه چیز خوب پیش بره ...
یوتا | August 27, 2006 12:00 AM
بی صبرانه منتظرت هستیم پدرام عزیز.
خالد رسول پور | August 29, 2006 12:00 AM
اصلا تو بی دليل هی ميايی و تا خبر شوم جاری ميشوی از دستهايم مثل اجل معلق
ميشوی ميان شعرهايم و آن حس غريب نابلد گم ميشود ميان صفحه ها سر سطر باز
تو آغاز ميشوی قلم ميداند من اين وسط گناه ناخواسته سرودن تورا به دوش می کشم
علی | August 29, 2006 12:00 AM
بیا! کامنت بزار
saltarello | August 29, 2006 12:00 AM
خوب بر می گردی
ماندانا | August 29, 2006 12:00 AM
سلام من کريستُف کُلمبَم ! تو همه ی خشکی های کوچيک و بزرگ اقيانوسهای زمينی
که هر روز کشف ميشی و مثه شادی و گيجی من ، تموم نميشی ! به این وبلاگها هم
سر بزن www.myallnames.persianblog.com www.nikasalehi.persianblog.com
www.maryamkhatoon.blogspot .com
ali salehi | August 30, 2006 12:00 AM
خلاصه ما که همچنان در صف انتظار دیدار شمایم. درسته امیروسین جان !؟
از زندگی | August 30, 2006 12:00 AM
همه اش تقصیر این آقای خوابگرده!لینکدونی که آپدیت شد.خودتون کی آپدیت میشین؟!
مریم مهتدی | August 31, 2006 12:00 AM
نه، حالا که قرار بود من به دیدن شما بیام! طبق معمول زمان همه چی رو خراب
کرد...
صبا | August 31, 2006 12:00 AM
همه چیز خوب گذشته؟؟
سمیرا | September 2, 2006 12:00 AM
شعر قشنگيه ولي خودش چند وقته پيداش نيست
elham | September 2, 2006 12:00 AM