« سامسونگ، پارکینگگالری، سنگ کلیه! | صفحهی اصلی | آزاد شدم! »
آه ای اسفندیار مغموم!
خوابگرد: پدرام هنوز در بخش جراحی بیمارستان مهر
بستریست. او به یک سندروم بسیار نادر مربوط به کبد مبتلاست که همچنان
باید در بیمارستان با آنتیبیوتیکهای خاص و قوی درمان شود. به او گفتم اگر
بخواهد میتوانم چیزی از طرف او در وبلاگش بنویسم، شعری از شاملو را گفت به
لحن اسفندیار مغموم که:
از آفتاب و نفَس چنان خواهم برید
که
لب،
از بوسهی ناسیراب
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
سلام ما رو به ایشون برسونید .
sigh | July 11, 2006 12:00 AM
پدرام جان امیدوارم هرچه زودتر حالت خوب بشه و برگردی که خیلی وقته جات
اینجا خالیه .
محمد | July 11, 2006 12:00 AM
behesh begoo be yadeshim..begoo zood khoob beshe va bargarde
nakisa | July 11, 2006 12:00 AM
آمین.
قصههای عامهپسند | July 11, 2006 12:00 AM
سلام پدرام خان- اميدوارم زودتر خوب بشي و برگردي بنويسي و باز هم بنويسي -
به زودي - انشاالله
اهورا | July 11, 2006 12:00 AM
امیدوارم پدرام زودتر خوب بشود و برگردد سر خانه و وبلاگاش!
سولوژن | July 11, 2006 12:00 AM
امیدوارم هرچه زودتر خوب بشی و برگردی و بنویسی.
آزاده | July 12, 2006 12:00 AM
دل قوی دار
ماندانا | July 12, 2006 12:00 AM
سلام پدرام عزیز! زودتر بیایین که می خواییم باز جلسه ملاقات بذاریم.
منتظرتونیم ! زود خوب شین!
از زندگی | July 12, 2006 12:00 AM
salam shadidan kambodet hes mishe!!kambode neveshte ha o nasret to roz
maregia!!! ishalah be kheir migzare!!
elnaz | July 14, 2006 12:00 AM