سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« ... | صفحه اصلی | کدام حاشیه، کدام متن؟ »
خاکستری
برای پیمان اسماعیلی

عشق را
بدون بزک میخواستیم
دنیا را بدون تفنگ
روی دیوارهای سیاه
گل سرخ نقاشی کردیم
رهگذران به ما خندیدند
به ما خندیدند رهگذران
ما فقط نگاه کردیم
جادهها
دور شهر گره خورده بودند
در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم:
«قطاری که ما را از این جا نبرد
قطار نیست»
«رسول یونان- من یک پسر بد بودم- نشر افکار»
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
«قطاری که ما را از این جا نبرد قطار نیست» قطاری که شهر را از آن جا ببرد
اصلن نيست که نيست... دلم برای شهر تنگ شده بود -يعنی هميشه هست- ممنون از
عکس!
Diba | June 16, 2006 12:00 AM
ممنون از هر دوش! خیلی چسبید.
از زندگی | June 16, 2006 12:00 AM
به به!چه عكس خوبي!
sepideh | June 16, 2006 12:00 AM
"عظمت باید در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری"...ناتور را از
سالینجر می شناسم تاثیرگذارترین رمان برای من! حالا شما "ناتور" هستید؟
بانو مارپل | June 16, 2006 12:00 AM
خوش به حالت عکاس
ماندانا | June 17, 2006 12:00 AM
ما از پناه نسترن ها آغاز کرده ایم و این خیابان اکنون تابوتی مدور است که
هر چه می گردیم می پیمائیم تمکین نمی پذیرد ماهی درون سینه ی خود پنهان
کرده ایم و چون از این پهلو به آن پهلو می گردیم رویای خاک و ماه به هم می
آمیزد.
هما | June 17, 2006 12:00 AM
رفيق عزيز نميشود ديوانگي ها هم آرشيو داشته باشد؟؟!!
oghde | June 18, 2006 12:00 AM
این شهر چقدر سیاه است یادم باشد برایش پنککی بخرم
سعید شوجی | June 18, 2006 12:00 AM
تو را قسم مرا در تاریکای این شهر خاکستری به امید قوطی بگیر و بنشان دم
دروازه های بی کسی نفرست
پروانه | June 26, 2006 12:00 AM
عکس خوبی بود.هر دو زیبا بودند. از نظر تکنیک این عکس بسیار بهتر از اولی
است.نمی دانم چون من با این گوشیها کار نکردم.در آنجا ما بیشتر از گوشیهای
بدون سیم کارت و فقط فلش کارت و میموری کارت استفاده می کنیم که ماهواره
ایست و هزینه از روی مصرف کنتور ماهواره معین می شود و یا از گوشی های
اعتباذی که فکر می کنم در ایران به نام تالیا آمده.اما سامسونگ در ارو÷ا و
آمریکا کاربرد کمی دارد.بیشتر ثح و یا فیلی÷س می باشد.به این جهت نمی دانم
آیا این گوشی کنتراست و عدسی چرخان و فیلتر دارد یا نه.اگر نداشته باشد یک
شاهکار است. اما اولی با وجود تکنیک ÷ائین محتوی خوبی دارد.بسیار.زیبا و
خوب.چنانکه می توان مدتها به آن خیره شد.
Dr.soheil khalil poor-sokoot | July 6, 2006 12:00 AM