« شمال یعنی نرسیدن | صفحه اصلی | عبور »

آقای زائری، لطفا شیرفلکه را ببندید!

جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵

روزنامه‌ی همشهری مدت‌ها است که به آخر خط رسیده است.
جالب است که تیرخلاصش را هم نه احمدی‌نژاد و شیخ عطار که زائری شلیک کرد.
اول در همشهری ماه و... را به بهانه‌های واهی و با وعده‌های سرخرمن تخته
کرد و بعد رفت سراغ ایرانشهر و نیروهایش. حالا هم، ایرانشهر چند
وقتی‌است منتشر نمی‌شود و جایش را چند صفحه‌ی بی‌خاصیت و جدول و گزارش
هواشناسی و... پر کرده‌اند و بیشتر بچه‌های ایرانشهر هم استعفا
داده‌اند و همشهری هم شده است همان روزنامه‌ای که زائری روحانی به
دنبالش بود. دقت کرده‌اید جای گزارش‌های اجتماعی و فرهنگی و
یادداشت‌های انتقادی ایرانشهر را چی گرفته است و چه مطالبی با چه
ادبیات و فلسفه ای صفحات روزنامه را پر می‌کنند؟صفحه‌ی اندیشه را
می‌خوانید؟ متوجه شده اید این صفحه دارد با ظرافت چه اندیشه‌ای را تبلیغ
می‌کند؟ به محوریت بعضی مفاهیم در یادداشت های روزنامه دقت کرده
اید؟ تا به حال سخن‌رانی‌های رحیم‌پور ازغندی ازغدی
را دیده‌اید و حرفهایش را درباره‌ی تاریخ جنگ‌های ایرانیان و
اعراب و چگونگی تصرف ایران شنیده اید؟ نخوانده‌اید؟ ندیده
اید؟ صفحه آخر روزنامه را چطور؟ برگی از تاریخ(تاریخ؟!!!) را
مثلا...

href="http://hamshahri.org/hamnews/1385/850303/news/akhar.htm#s10674">سوم
خرداد ۱۳۸۵-صفحه آخر- برگی از تاریخ(!) :
آزادسازي
خرمشهر
چهارمين مرحله عمليات پيروزمندانه بيت المقدس در اول خرداد ۱۳۶۱
به قصد آزادسازي خرمشهر آغاز گشت. اين عمليات كه با رمز «يا محمدبن
عبدا...(ص)» شروع شد در مراحل اوليه با تصرف پاسگاه مرزي كوشك همراه
بود.
همچنين ضربات هولناك و سختي بر تيپ هاي گارد مرزي دشمن وارد آمد و
تعداد كثيري از مزدوران بعثي به اسارت لشكريان جبهه توحيد
درآمدند كه در ميان آنها افسران عالي رتبه رژيم بعثي نيز به چشم مي خوردند.
به دنبال اين پيروزي هاي بزرگ بود كه خاكريزهاي دشمن يكي پس از ديگري به
تصرف قواي اسلام درآمد و فرماندهان مزدور عراقي در اوج
وحشت و هراس، پي در پي فرمان عقب نشيني صادر مي كردند. در ساعت ۶ و ۱۵
دقيقه بامداد روز يكشنبه دوم خرداد سال ۱۳۶۱ شمسي سپاهيان
اسلام
( درباره ی جنگ های صلیبی حرف می زنیم یا جنگ های صدر
اسلام؟)، خرمشهر را به محاصره خويش درآوردند و دشمن زبون را كه چاره
اي جز فرار نداشت با بلندگو دعوت به تسليم كردند. تا ساعت ۹ بامداد بيش از
۵ هزارنفر از قواي كفر به اسارت رزمندگان اسلام
درآمدند.
روز سوم خرداد، مزدوران بعثي كافر به قصد
بازپس گيري مناطق آزاد شده اقدام به پاتك نمودند كه با هوشياري
دلاوران اسلام اين پاتك دفع شد و تعداد زيادي از آنان
كشته و زخمي و بيش از ۳ هزارنفر ديگر به اسارت درآمدند.
الطاف و
امدادهاي غيبي الهي
ادامه داشت تا اين كه خرمشهر پس از ۵۷۸ روز
اسارت در چنگال دشمن بعثي آزاد شد و به آغوش ميهن اسلامي
ايران
(دمشان گرم که بالاخره اسم ایران را آورده‌اند
اینجا!)بازگشت. نتايج نهايي عمليات بزرگ بيت المقدس عبارتند از: آزادسازي
۵۴۰۰ كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي از جمله خرمشهر و تأمين ۱۸۰ كيلومتر
خط مرزي، ۱۹ هزار اسير و ۱۶ هزاركشته و زخمي از دشمن، انهدام ۶۰ فروند
هواپيما، ۳ فروند هلي كوپتر، ۴۱۸ دستگاه تانك و ده ها دستگاه خودرو، به
غنيمت درآوردن يك فروند هلي كوپتر، ۱۰۵ دستگاه تانك و نفربر، ۹۵ هزار عدد
انواع مين و هزاران قبضه سلاح انفرادي.
سالروز آزادسازي خرمشهر، به
عنوان يك روز ملي _ مذهبي (کدام ملیت؟؟!!) در
كشور گرامي داشته مي شود و از رشادت ها و شجاعت هاي رزمندگان
اسلام
و شهيدان سرافراز، تجليل به عمل مي آيد. امام خميني(ره) در
اين باره فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد كرد» .

آقای زائری ما
حواسمان هست، شما هم حواستان باشد...



نظرها

دمت گرم و سرت خوش باد ! تاریخ تحربف شده را می خواهی بخوانی کتاب تاریخ
دوره‌ی راهنمایی را بخوان

اهاااان،اينه،مرسيييي!

کاش گوش شنوایی هم بود. راستی ازغدی درست استة نه ازغندی. راستی‌تر، کی بود
این دور و برها می‌گفت «نیم‌فاصله» از نان شب هم واجب‌تر است؟!

بالام. گفتم که نگی نگفتی

nemidoonam chera injoori shod. neveshte boodam. shoma mosahebehaee ro ke
eyd TV ba mardom anjam midad ro didin? meliyat mesle inke yekam gom shode

I hope you can read my Persian comment. I cannot rread it myself.

همشهري كه از وقتي جهانش كوچ كردند تعطيل شد و تو رقابت با شرق هم كم آورد
حذف شد از سبد خريد به قول عرفا و ادبا و حالام كه از صفحه ي روزگار. انگار
سراشيبيش رو بايد طي ميكرد. حالام انگار داره سر شرق مياد اين قضيه. ببينمي
شرق كي كاريكاتورش ميشه!

in balaiye ke sare hameye rozname ha darre miad...asiab be nobate ama be
hame mirese

man hamishe faghat zabane computer ra farsi mikardam va mineveshtam.
nemidanam che taghiri dar serveretan hast ke in kar digar dorost javab
nemidahad. dar zemn chera, moshkele adabiat jeddi tar az in harfhast.
vali darvish va barge sabz...che mishavad kard

من دلم کمی "دیوانگی "می خواهد ! پس چرا هیچ خبری نیست !!؟

in ke chize moii nist. rooznameye iran ro ke bastan. hamshahri ham ke
shode ye tike kaghaz por az chizaye be dard nakhor va doroogh. khoobe ke
ba mahvare mishe akhbare daghigh ro gereft va garbna khoda bayad akhar
va aghebatemoono be kheir mikard

پدرام عزیز حرفهائی دارم که فقط می توانم به خودت بگویم. دوست من ترجمه ی
اشعارت به فرانسه را برای خود آغاز کردم.البته من در اولین همایش ادبی
پرشین از پاریس و 2 روز بعد از ایتالی برایت میل دادم و تو را در نشریه
کالج معرفی کردم با ترجمه نقد تو بر کتاب زویا . اما در آثار تازه ات هم
نقدهائی دارم که نه از طریق میل و نه کامنت نمی توانم برذایت بفرستم.می
خواهم اول خودت بخوانی.و همراه و مهمان فرانسوی من که حالا با من به ایران
آمده هم ادبیات فارسی را در گرایش دکتری خود و ÷ایان نامه اش را در باب
ادبیات جهان امروز ادبیات شرق ایران افغان داده است.و ایشان هم که مادرشان
در 1 سالگی دار را انتخاب کرد و پدرشان هم در ..وجود ندارند یک ایرانی
مادری هستند.از این رو در خانه ی ما و مادر که به خوبی من فارسی می داند و
آشنائی پدر و او بر مبنای تحصیلات پدر بود ایشان ادبیات فارسی را هم خوب می
دانند و دکتر ÷انته آ نامی که مادرم برایش گذاشت از دفتر خاطرات مادرش
ایشان هم نقدهایی بر چند اثر شما دارند. ایشان البته چند مقاله ی شما را به
فرانسه نقد کردند اگر مایل بودید ترجمه می کنم و تقدیم.می توانید در وبلاگم
اعلام کنید که اگر خواستید چگونه به شما بدهیم.البته پانته آ دوست داشت یک
صحبت به زبان انگلیش که برایش راحت تر بود با شما داشته باشد که من صلاح
ندیدم.ما را بی خبر نگذارید.اگر وبلاگ من نتوانستید نظر دهید چون نمی دانم
گاهی اوقات چه مرگش می شود از صبا اجازه گرفتم تا وبلاگش را در این مواقع
به من دهد.ما مشترک می نویسیم از امروز در وب صبا دختر ایرانی شاعر.که هر
دو آدرس در نوفرست های شما با شماره ی 1 قرار دارد. mansaba.blogfa.com
inja-iran-ast.blogfa.com soheil105.persianblog.com که این آخری را بد
گمان نکنید.این صفحه ی منتقدان و نویسندگان فارسی زبان در بیرون مرز است که
من در پرشیان آن را البته مطالبی از آن را کپی کرده بودم. صبا هم آثارش
دفتر اول چاپ شده.من در این مدت 2 دفتر چاپ کردم. در مورد شما بهتر بود
اشتباه مرا نمی کردید و به این زودی دفتر چاپ نمی کردید.هر چند که شما با
وجود سن کمتر بسیار پر بارتر از من و ما هستید.شما را با 24 سالگی خود قیاس
کردم.اما با الان هم قیاس کردم و شما پر بارترید.

چند مورد و مقاله انتقادی در مورد انهدوانا وقتی که ایران نبودیم و متوجه
شد بهنام که کسی در ایران خود را اولین پست مدرنیست ایران می داند و داعیه
این تثبیت را دارد.که حتی بسامد دایره واژگان واقعی او از...نمی
گویم.عبدالرضایی بود فکر می کنم و بهنام گفت همه ی آثار ما را سرقت کرده.من
گیج شدم.حتی مصاحبه ها.چندی بعد از طرف نگاه نو برای انهدوانا که چند نسخه
آن را برای چند نفر از جمله امرائی و حافظ موسوی فرستادیم که دست به دست
خواندند و آنجا او سرقت ادبی کرد. به هر حال از بهنام مصاحبه شد و او هم
همه را گفت. در مورد پست مدرن ایرانی و پارادوکس خیالی اسپانسمان خیالی و
پست خیالی ایران است.

pedram juovejion ببخش ÷درام. آلفرد نبودی.کجائی؟شمال؟نیستی بودی. آمدند
دوباره ÷ی سی را بردند. با ل÷تاب هستم.نوتبوک را پیدا نکرد. مرا 4 ساعت
دوباره سفارت آمد آزاد شدم.خانه خلی بود.اینجا سرچ کردم از افسانه گفت همین
حالا در ÷درام نظر داد نیمش مانده.خواب نبود خوب شد.موبایش رو زنگ زدم.چرا
میل نزدی.زنگ نزدی.کجائی؟ می تذسم. ساعت صبح است 6.30 ایران.خانه ی
دوست؟زود می ترسم.بیا.پی سی را دوباره می شود بگیری؟.برویم.نمره
بده.تابستان را قبول نکن.تدریس را.برگردیم.مادر هم تل زد و میل.نگران
بود.ترسیده بودم تو هم مثل پی سی بردن مثل چندی قبل. الان بیا.زنگ بزن

aghaye saheb veblag in hanaha dige rang nadareh in baziye todeyyha ke
bavand poor kochekeshoon boon dige hanaash rang nadareh.chon majalleye
sher(www.poetrymag.info( hameye ketabhaye abdolrezaei ro dar internet
montashe kardeh az gharare maloom ghazyeh bar aks bood aziz chon bazi az
shoma tazeh pas az chape ketabhaye ali name ketabetoon ro az baine
satrhay shere oo entekhaab kardin .

سلام!وبلاگ خوبی دارید.راستی این مطلب شما چه ربطی به عبدالرضایی داشت؟ چرا
آقای خلیل پور به سوال خانم یا آقای روشنگر پاسخ ندادند تازه عجیب هم هست
آقای باوندپور که همه جا جار زده بود همه شعرهای عبدالرضایی مال شاعران
خارج است حالا که مجله ی شعر همه کتابهای عبدالرضایی را منتشر کرده است و
این توطئه رو شده است و مشخص شد که شعر وشاعران تبعید را مثل گوشت زیر
ساطور بهانه ی مقابله با نظریه پردازی و شعرهای علی قرار داده اند چرا
لااقل آقای باوندپور یا ماقان در مجله ی خود از او عذر خواهی نمی کنند!؟ من
به زودی مطلبی در همین ارتباط برای شما می فرستم.

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد توسط نويسنده‌ی وبلاگ، قابل نمايش خواهد بود.)