« باورت می‌شود؟ | صفحه‌ی اصلی | روزها »

یک نفر می‌خواند

March 18, 2006

پشت کاجستان، برف
برف، یک دسته کلاغ

align=justify>جاده یعنی غربت
باد، آواز، مسافر، و کمی میل به
خواب
شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط

من، و دلتنگ، و
این شیشه خیس
می نویسم، و فضا
می نویسم، و درو دیوار، و چندین
گنجشک

یک نفر دلتنگ است
یک نفر می بافد
یک نفر
می شمرد
یک نفر می‌خواند

زندگی یعنی: یک سار
پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی‌ها کم نیست: مثلا این خورشید
کودک
پس فردا
کفتر آن هفته

یک نفر دیشب مرد
و هنوز،
نان گندم خوب است
و هنوز، آب می‌ریزد پایین، اسب‌ها می‌نوشند

align=justify>قطره‌ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون
فقرات گل یاس

«سهراب سپهری- حجم سبز»

align=justify>


امسال زیاد از تنهایی نوشتم و حالا آن
لوگوی بالای صفحه می‌گوید که باید بعد از این از ادبیات و زندگی بیشتر
بنویسم. حالا که دوباره برگشته‌ام روی زمین، حالا که سختی زمین زیر پایم را
حس می‌کنم، به گمانم می‌شود از پس خاطرات برآمد. عقب مانده‌ام از خودم و
حالا شانزده روز فرصت دارم تا نزدیک‌تر بشوم به کسی که جلوتر از من دارد
می‌دود.
سال خوبی داشته باشید؛ بدون دایه های مهربان تر از
مادر، بدون جنگ...



نظرها

سلام پدرام. جنگ كه نفس قدرت هاست و حياتشان به آن وابسته است اما تو نبودش
را آرزو كن و ما نيز. دايه هاي مهربان تر از مادر هم كه بلا نسبت ما
روشنفكرهاي توپولو هستيم با عرض معذرت و اما سانسور اگرچه نحس است و بد اما
موجب خلق آثار بي نظيري مي شود ،مخ ها براي مقابله با آن به كار گرفته مي
شود. خدا كند كه اين نظر دلخورت نكند. خيلي هم جدي نيست و تنها بهانه اي
است براي اين كه : سال نو مبارك پدرام ..اگرچه زمين زياد هم سفت نيست.

دایه‌های مهربان‌تر از مادر زیادند خانم سپاسی عزیزو فقط یک دسته‌شان ما
روشنفکرهای توپولو هستیم. من که دارم وزن کم می کنم، شما را نمی دانم...

بسیار کار خوبی کردی پدرام جان و مبارک‌ات باشه. سال نو هم. لینک رو هم عوض
می‌کنیم، به روی چشم. :)

پدرام جان خسته نباشی و دستت درد نکنه

اینجایش را بیشتر دوست دارم: "و هنوز، نان گندم خوب است"

خسته نباشي مرد، دوست دوران پرخاطره من. سال نو بر تو مبارك

سلام... امیدوارم شما هم سال خوبی داشته باشید... سرشار از آزادی... همین!!!

زندگی یعنی: یک سار پرید از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌ها کم نیست: مثلا این
خورشید کودک پس فردا کفتر آن هفته سال نو مبارک

یک نفر هم که شما ...مهربان، دوست، قشنگ ...

ما همراه آب و باد و خاک و آتش تبعید این سیاره شده ایم و اینجا زیباترین
جا برای تنهایی است

خوب شد آن کامنت توضيحي را مرحمت فرموديد وگرنه توي اين وانفسا از نظر فکر
و خيال، آن "ي" يک بيست و چهار ساعتي اسباب حدس و گمان مي‌شد! ;-) شادباش
نوروزي ما را هم بپذيريد مجدداً

هنوز، آب می‌ریزد پایین، اسب‌ها می‌نوشند...

سهراب يعني خداي شعر. به معني واقعي كلمه. سال نو مبارك

سلام پدرام جان. سال نوي شما هم مبارك. ببخشيد كه دير تبريك مي گم. تهران
نبودم. قربانت يوسف

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)