سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« دلتنگیهای مدام... | صفحه اصلی | آخرين بار کی آرزوی مرگ پدرت را داشتهای؟ (ورسیون اول) »
بعد از این خانهای نداریم
مردن چقدر حوصله میخواهد
بیآنکه در سراسر عمرت
یک
روز،یک نفس
بیحس مرگ زیسته باشی...(۱)
-
align=justify>شش آیه اول سوره تکویر را مدام تکرار میکند. تا آیه ششم را
میخواند و باز بر میگردد به بسماللهالرحمنالرحیم اول سوره. دایی داوود
زل زده به ضیط صوت که گاهی خش میاندازد میان آیهها. شاید دارد به این فکر
میکند که عبدالباسط کی قرار است رضایت بدهد و برود سراغ آیههای بعد.
- نثار روح مرحومه فاتحة مع الصلوات
پیرمرد چایش را یک ضرب سر
میکشد و کنار گوشم داد میزند. دایی داوود سرش را میگذارد روی شانه بابا
و یک کلمه هم نمیگوید .
است انگار امروز. همه جمع شدهاند روبروی «غسالخانه زنان». ظاهرا عزراییل
هم تو زرد درآمده و بی خیال برابری حقوق زنان و مردان شده است. یک نفر از
چشمهای قرمز، صورتهای آرایش نشده، موهای آشفته و باران تندی که
میبارد فیلمبرداری میکند. روی دیوار غسالخانه با رنگهای شاد
تستهای لورفته نکیر و منکر را نوشتهاند: « هدف از مرگ و زندگی چیست
؟ »، « عوامل آزمایش الهی کداماند؟ » و...انتهای دیوار هم با قلم
درشت نوشتهاند: به طرف دستشویی مردانه.
سینهام. ترس ها و داستانهای من را هم انگار قایم کردهاند آنجا. هنوز لحد
آخر را نگذاشته، دست میکنم توی قبر و داستانهایم را بیرون میکشم؛ «مامان
بزرگ» اما جا میماند زیر لحدها...
(۱). قیصر امینپور- جرات
دیوانگی

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
خب... خیلی مبارک باشه! :)
قصههای عامهپسند | January 30, 2006 12:00 AM
پدرام عزیز، پیروز باشی و پایدار.
پیام یزدانجو | January 30, 2006 12:00 AM
پس راه افتاد بالاخره ... مبارکا!
پیمان | January 30, 2006 12:00 AM
سلام. مبارك است...
مجتبي پورمحسن | January 30, 2006 12:00 AM
مبارک باشه پدرام. امیدوارم همیشه نو بشی.
Parastoo | January 30, 2006 12:00 AM
چقدر خوشگل شده اينجا . مبارك باشد .
سارا | January 30, 2006 12:00 AM
خوش آمدی همسایه
محمد حسن شهسواری | January 30, 2006 12:00 AM
welcome...
Raha Respina | January 31, 2006 12:00 AM
...میخواهم بالشم را بر بال پرندهای بگذارم که بر بستر آبی خوابی بلند را
میپرد خوابی که هرگز نخواهم پذیرفت که خواب بوده است "شهاب مقربین" : چشم
روشنی
سارا محمدی | January 31, 2006 12:00 AM
پدرام عزيزم، چقدر از خانه ی جديدت خوشم آمد! به خصوص که حلقه ی خوابگرد هم
دارد شکل می گيرد. به قبله ی عالم خوابگردها هم سلام برسان. اين خانه حالا
شبيه خودت است، مرتب و دقيق و حساس. تبريکم را بپذير تا روزی با دسته گل
بيايم به ديدنت. می دانی که می آيم.
عباس معروفی | January 31, 2006 12:00 AM
تبریک!
يونس (افسون فسرده) | January 31, 2006 12:00 AM
سلام. مبارک است! اتفاقا بعد از این خانه دار شدید. صاحبخانه خوابگرد باشد
هزار مرتبه بلکه میلیون مرتبه از پرشین بلاگ بهتر است! روزهای خوبی را
برایت در خانه جدید آرزو میکنم. موفق باشید :)
شرتو | January 31, 2006 12:00 AM
بهترین توصیف را از خودت کرده ای استاد! جای کار برای ما نگذاشته ای!!!اما
از جدی گذشته پریدی از صف ما قاذورات بیرون ها!
حامد | January 31, 2006 12:00 AM
بابا!كلي!به شدت مباركه!كلي خوبه
sepideh | January 31, 2006 12:00 AM
بادام سوخته عزيز: مبارك است.
ليلي نيكونظر | January 31, 2006 12:00 AM
مبارک باشد
آشپزباشي | January 31, 2006 12:00 AM
من كه نفهميدم اين تعليق داوطلبانهي تو از عاشقيست يا غيره! اما مبارك
است منزل نو و حماسهي بيرون آمدن از تعليق!
جلال | ... و غيره! | January 31, 2006 12:00 AM
مبارک است همسایهی نادیده و آشنا! برقرار و پرکار باشید!
حمید ستار | January 31, 2006 12:00 AM
سلام .با یک مطلب همراه با دونقد به روزم.ومشتاق نظرشما
شهره یوسفی | January 31, 2006 12:00 AM
mobaraka
banoyeordibehesht | January 31, 2006 12:00 AM
پدرام جان تبريک... آخرش تو اول شدی!
دامون | February 1, 2006 12:00 AM
پدرام جان مبارک است.
حمیدرضا | February 1, 2006 12:00 AM
همیشه نویسا باشی
hasti | February 1, 2006 12:00 AM
دوست عزيز تبريك...
صبا | February 2, 2006 12:00 AM
من چقدر قصه / خاطره ی شما را دوست داشتم/ با اینکه هیچ داستانی از
مادربزرگهایم به یاد ندارم.. خانه ی نو مبارک
ریحون بنفش | February 2, 2006 12:00 AM