« گاهی سکوت چيز خوبيه...! | صفحه‌ی اصلی | دلتنگی‌های مدام... »

چند کلمه درباره آقای نويسنده

December 11, 2005

چيزی به نام تمام شدن

چيزی در
اعماق من

آغاز می شود *

من از
شعر – مثل خيلی چيزهای ديگر – چيز زيادی نمی دانم و واکنشم در برابر شعر
هميشه حسی بوده است . مثلا اگر بگويم href="http://varteh.persianblog.com/">حامد حبيبی در مجموعه
پرسه ( از سری مجموعه‌های شعر معاصر نشر ثالث ) ، براي
رسيدن به وزن يا آهنگی مشخص ، دو – سه تا از شعرهايش را خراب کرده است ،
بايد از حرفم درست و اصولی دفاع کنم و طبيعی است که دچار مشکل بشوم . اما
وقتی می گويم بعضی از اشعار اين مجموعه واقعا کارهای خوبی هستند - و
معنای حرفم هم لابد اين است که مرز مشترکی ميان من و شعر ايجاد شده است ،
ساخت کلمات و فرم اثر توی ذوقم نزده اند و در يک کلام ، من دوستشان
داشته‌ام – کافی است مثالی بزنم و باقی را بگذارم به عهده خواننده .
مثلا اين‌ را ببينيد :

قابيلی نيست

يهودايی
نيست

براي مردن

جاودانه شدن


دليلی نيست *

align=justify>
يا اين يکی را که بيشتر از بقيه دوست داشتم :

align=justify> شب‌هايی را که خواب نمی بينم دوست دارم

align=justify>روزهايی که تو را .

خواب که نمی بينم
انگار مرده ام

align=justify>
و تو را .

تو را در شبی خواهم ديد

align=justify>
که خواب نمی بينم . *

( * ) از همين مجموعه

align=justify>پ.ن : زدن پنبه مجموعه ماه و مس
بماند براي روزهای آينده ، اما فکر نمي کنم هيچ کس از خواندن داستان‌های
نويسنده‌ای که ذاتا داستان‌نويس است پشيمان شود . مجموعه ماه و مس را نشر
مرکز منتشر کرده است تا امثال من بفهمند برای انتشار يک مجموعه داستان ،
نيازی به آويزان شدن به اين و آن و مريد و مراد بازی نيست ؛ فقط بايد
بتوانی چند داستان خوب بنويسی ...! href="http://varteh.persianblog.com/1384_9_varteh_archive.html#4357775">اينجا
را هم ببينيد .

لينک مطلب | 12:00 AM