توی جيبت چی قايم کردی ؟


درباره مجموعه داستان « جيبهای بارانی ات را بگرد » - بخش دوم


اسماعيلي نويسنده‌ باهوشي است ؛ باهوش از اين نظر که سعي نمي کند ادا در بياورد و تنها داستان خودش را مي نويسد . شايد به همين دليل است که کمتر پيش مي‌‌آيد داستان‌هاي مجموعه « جيب‌هاي باراني‌ات را بگرد » از نويسنده‌شان فاصله بگيرند و ساز خودشان را بزنند يا وامدار جهان داستاني کس ديگري شوند . اتاق خلوت يکي از آن دست داستان‌هايي است که دست کم از ديد خواننده ايراني پتانسيل بالايي در تبديل شدن به داستان‌هاي «برچسب دار» - اينجا بخوانيد کاروري ! - دارند ؛ اما اسماعيلي خيلي زود راهش را از مرحوم کارور جدا مي کند و نشان مي دهد که برخلاف ديگر نويسندگان جوان ايراني که مجذوب درون‌مايه و فضاسازي‌هاي جناب کارور شده‌اند ، تنها به تکنيک اين داستان‌ها توجه داشته است ؛ هرچند شايد شما هم مثل من با اين نظر موافق باشيد که يک آپارتمان ، زوجي از طبقه متوسط و مشکلاتي که از فرط روزمرگي ، ساده به نظر مي‌رسند اما اثري عميق به جاي مي گذارند ، به خودي خود نمي‌تواند سند داستان را به نام « ديگري» ثبت کند .

ادامه "توی جيبت چی قايم کردی ؟"


« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »